تبليغاتX
جوان

سر آغاز جشن ِ نوروز، روز نخست ماه فروردین (روز اورمزد) است و چون برخلاف سایر جشن‌ها برابری نام ماه و روز را به دوش نمی‌کشد ، بر سایر جشن‌ها‌ی ایران باستان برتری دارد. در مورد پیدایی این جشن افسانه‌های بسیار است ، اما آنچه به آن جنبه‌ی راز وارگی می‌بخشد ، آیین‌های بسیاری است که روزهای قبل و بعد از آن انجام می‌گیرد. اگر نوروز همیشه و در همه جا با هیجان و آشفتگی و درهم ریختگی آغاز می‌شود ، حیرت انگیز نیست چرا که بی‌نظمی یکی از مظاهر آن است. ایرانیان باستان ، نا آرامی را ریشه‌ی آرامش و پریشانی را اساس سامان می‌دانستند و چه بسا که در پاره‌ای از مراسم نوروزی ، آن‌ها را به عمد بوجود می‌آوردند ، چنان که در رسم باز گشت ِ مردگان (از 26 اسفند تا 5 فروردین) چون عقیده داشتند که فروهر‌ها یا ارواح درگذشتگان باز می‌گردند ، افرادی با صورتک‌های سیاه برای تمثیل در کوچه و بازار به آمد و رفت می‌پرداختند و بدینگونه فاصله‌ی میان مرگ و زندگی و هست و نیست را در هم می‌ریختند و قانون و نظم یک ساله را محو می‌کردند. باز مانده‌ی این رسم ، آمدن حاجی فیروز یا آتش افروز بود که تا چند سال پیش نیز ادامه داشت. از دیگر آشفتگی‌های ساختگی ، رسم میر نوروزی ، یعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در این رسم به قصد تفریح کسی را از طبقه‌های پایین برای چند روز یا چند ساعت به سلطانی بر می‌گزیدند و سلطان موقت ? بر طبق قواعدی ? اگر فرمان‌های بیجا صادر می‌کرد ، از مقام امیری بر کنار می‌شد. حافظ نیز در یکی از غزلیاتش به حکومت ناپایدار میر نوروزی گوشه‌ی چشمی دارد: سخن در پرده می‌گویم ، چو گل از غنچه بیرون‌ای که بیش از چند روزی نیست حکم میر نوروزی. خانه تکانی هم به این نکته اشاره دارد ؛ نخست درهم ریختگی ، سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت زیر و رو می‌شد. در بعضی از نقاط ایران رسم بود که حتا خانه‌ها را رنگ آمیزی می‌کردند و اگر میسر نمی‌شد ، دست کم همان اتاقی که هفت سین را در آن می‌چیدند ، سفید می‌شد. اثاثیه‌ی کهنه را به دور می‌ریختند و نو به جایش می‌خریدند و در آن میان شکستن کوزه را که جایگاه آلودگی‌ها و اندوه‌های یک ساله بود واجب می‌دانستند. ظرف‌های مسین را به رویگران می‌سپردند. نقره‌ها را جلا می‌دادند. گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک می‌کردند. فرش و گلیم‌ها را غاز تیرگی‌های یک ساله می‌زدودند و بر آن باور بودند که ارواح مردگان ، فروهر‌ها (ریشه‌ی کلمه‌ی فروردین) در این روز‌ها به خانه و کاشانه‌ی خود باز می‌گردند ، اگر خانه را تمیز و بستگان را شاد ببینند خوشحال می‌شوند و برای باز ماندگان خود دعا می‌فرستند و اگر نه ، غمگین و افسرده باز می‌گردند. از این رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشک و عنبر می‌سوزاندند و شمع و چراغ می‌افروختند. در بعضی نقاط ایران رسم است که زن‌ها شب آخرین جمعه‌ی سال بهترین غذا را می‌پختند و بر گور درگذشتگان می‌پاشیدند و روز پیش از نوروز را که همان عرفه یا علفه و یا به قولی بی بی حور باشد ، به خانه‌ای که در طول سال در گذشته‌ای داشت به پُر سه می‌رفتند و دعا می‌فرستادند و می‌گفتند که برای مرده عید گرفته اند. در گیر و دار خانه تکانی و از 20 روز به روز عید مانده سبزه سبز می‌کردند. ایرانیان باستان دانه‌ها را که عبارت بودند از گندم ، جو ، برنج ، لوبیا ، عدس ، ارزن ، نخود ، کنجد ، باقلا ، کاجیله ، ذرت ، و ماش به شماره‌ی هفت- نماد هفت امشاسپند - یا دوازده ? شماره‌ی مقدس برج‌ها ? در ستون‌هایی از خشت خام بر می‌آوردند و بالیدن هر یک را به فال نیک می‌گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروری خواهد بود. خانواده‌ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (= اندیشه‌ی نیک) ، هوخت (= گفتار نیک) و هوو.رشت (کردار نیک) سبز می‌کردند و فروهر نیاکان را موجب بالندگی و رشد آنها می‌دانستند. چهار شنبه سوری که از دو کلمه‌ی چهارشنبه ? منظور آخرین چهارشنبه‌ی سال ? و سوری که همان سوریک فارسی و به معنای سرخ باشد و در کل به معنای چهارشنبه‌ی سرخ ، مقدمه‌ی جدی جشن نوروز بود. در ایران باستان بعضی از وسایل جشن نوروز از قبیل آینه و کوزه و اسفند را به یقین شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهیه می‌کردند. بازار در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بود و البته خرید هرکدام هم آیین خاصی را تدارک می‌دید. غروب هنگام بوته‌ها را به تعداد هفت یا سه (نماد سه منش نیک) روی هم می‌گذاشتند و خورشید که به تمامی پنهان می‌شد ، آن را بر می‌افروختند تا آتش سر به فلک کشیده جانشین خورشید شود. در بعضی نقاط ایران برای شگون ، وسایل دور ریختنی خانه از قبیل پتو ، لحاف و لباس‌های کهنه را می‌سوزاندند. آتش می‌توانست در بیابان‌ها و رهگذرها و یا بر صحن و بام خانه‌ها افروخته شود. وقتی آتش شعله می‌کشید از رویش می‌پریدندو ترانه‌هایی که در همه‌ی آنها خواهش برکت و سلامت و بارآوری و پاکیزگی بود ، می‌خواندند. آتش چهار شنبه سوری را خاموش نمی‌کردند تا خودش خاکستر شود. سپس خاکسترش را که مقدس بود کسی جمع می‌کرد و بی آنکه پشت سرش را نگاه کند ، سر ِ نخستین چهار راه می‌ریخت. در باز گشت در پاسخ اهل خانه که می‌پرسیدند: "کیست؟" می‌گفت: "منم." - " از کجا می‌آیی؟" - "از عروسی... " - "چه آورده‌ای؟" - "تندرستی..." شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسایگان و خویشان می‌رفتند و از روی روزنه‌ی بالای اتاق (روزنه‌ی بخاری) شال درازی را به درون می‌انداختند. صاحب خانه می‌بایست هدیه‌ای در شال بگذارد. شهریار در بند 27 منظومه‌ی حیدر بابا به آیین شال اندازی و در بند 28 به ارتباط شال اندازی با برکت خواهی و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد: برگردان بند 27: عید بود و مرغ شب آواز می‌خواند دختر نامزد شده برای داماد ، جوراب نقشین می‌بافت... و هر کس شال خود را از دریچه‌ای آویزان می‌کرد وه... که چه رسم زیبایی است ? رسم شال اندازی ? هدیه عیدی بستن به شال داماد... برگردان بند 28 من هم گریه و زاری کردم و شالی خواستم شالی گرفتم و فوراً بر کمر بستم شتابان به طرف خانه‌ی غلام (پسر خاله‌ام) رفتم ، و شال را آویزان کردم... فاطمه خاله‌ام جورابی به شال من بست "خانم ننه‌ام" را به یاد آورد و گریه کرد... شهریار در توضیح این رسم می‌گوید: "در آن سال مادر بزرگ من (خانم ننه) مرده بود. ما هم نمی‌بایست در مراسم عید شرکت می‌کردیم ولی من بچه بودم ، با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دویدم." از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بیشتر مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند. مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند. آنها سر چهار راهی که نماد گذار از مشکل بود می‌ایستادند و کلیدی را که نماد گشایش بود ، زیر پا می‌گذاشتند. نیت می‌کردند و به گوش می‌ایستادند و گفت و گوی اولین رهگذران را پاسخ نیت خود می‌دانستند. آنها در واقع از فروهر‌ها می‌خواستند که بستگی کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند ، بگشایند. قاشق زنی هم تمثیلی بود از پذیرایی از فروهر‌ها... زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانه‌ی خوراک و خوردن بود. ایرانیان باستان برای فروهر‌ها بر بام خانه غذاهای گوناگون می‌گذاشتند تا از این میهمانان تازه رسیده‌ی آسمانی پذیرایی کنند و چون فروهر‌ها پنهان و غیر محسوس اند ، کسانی هم که برای قاشق زنی می‌رفتند ، سعی می‌کردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجیل را مخصوص فروهر می‌دانستند ، دریافتشان را خوش یُمن می‌پنداشتند. اما اصیل ترین پیک نوروزی سفره‌ی هفت سین بود که به شماره‌ی هفت امشاسپند از عدد هفت مایه می‌گرفت. دکتر بهرام فره وشی در جهان فروری مبنای هفت سین را چیدن هفت سینی یا هفت قاب بر خوان نوروزی می‌داند که به آن هفت سینی می‌گفتند و بعدها با حذف (یای) نسنت به صورت هفت سین در آمد. او عقیده دارد که هنوز هم در بعضی از روستاهای ایران این سفره را ، سفره‌ی هفت سینی می‌گویند. چیزهای روی سفره عبارت بود از آب و سبزه ، نماد روشنایی و افزونی ، آتشدان ، نماد پایداری نور و گرما که بعد‌ها به شمع و چراغ مبدل شد ، شیر نماد نوزایی و رستاخیز و تولد دوباره ، تخم مرغ نماد نژاد و نطفه ، آیینه نماد شفافیت و صفا ، سنجد نماد دلدادگی و زایش و باروری ، سیب نماد رازوارگی عشق ، انار نماد تقدس ، سکه‌های تازه ضرب نماد برکت و دارندگی ، ماهی نماد برج سپری شده‌ی اسفند ، حوت (= ماهی) ، نارنج نماد گوی زمین ، گل بید مشک که گل ویژه‌ی اسفند ماه است ، نماد امشاسپند سپندار مز و گلاب که باز مانده‌ی رسم آبریزان یا آبپاشان است ( بر مبنای اشاره‌ی ابو ریحان بیرونی چون در زمستان انسان همجوار آتش است ، به دود و خاکستر آن آلوده می‌شود و لذا آب پاشیدن به یکد یگر نماد پاکیزگی از آن آلایش است. ) نان پخته شده از هفت حبوب ، خرما ، پنیر ، شکر ، بَرسَم (= شاخه‌هایی از درخت مقدس انار ، بید ، زیتون ، انجیر در دسته‌های سه ، هفت یا دوازده تایی) و کتاب مقدس. بعضی از مؤمنان مسلمان نوروز را مقارن با روز آغاز خلافت علی علیه السلام می‌دانستند چنانکه‌هاتف اصفهانی می‌گوید: نسیم صبح عنبر بیز شد ، بر توده‌ی غبرا زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا همایون روز نوروز است امروز و به فیروزی بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی مأوا بد نیست اشاره شود که در زمان شاهی ِ فتحعلیشاه قاجار و به فرمان او دستور داده بودند که شاعران به جای مدح ، حقیقت گویی کنند. شاعری با تکیه بر این فرمان شعر زیر را سرود و آن را در حضور شاه خواند و صله‌ی قابل توجهی هم دریافت نمود ! مگر دارا و یا خسرو ست این شاه بدین جاه و بدین جاه و بدین جاه ز کیخسرو بسی افتاده او پیش بدین ریش و بدین ریش و بدین ریش ز جاهش مُلک کیخسرو خراب است ز ریشش ریشه‌ی ایران در آب است در پایان با آرزوی سالی خجسته با ترجمه‌ی شعری از ابونواس شاعر اهوازی نوشتار را به انجام می‌بریم: مگر نمی‌بینی که ؛ خورشید به برج بره اندر شده و اندازه‌ی زمانه برابر گردیده؟ مگر نمی‌بینی که ؛ مرغان پس از زبان گرفتگی به آواز خوانی پرداخته‌اند؟ مگر نمی‌بینی که ؛ زمین از پارچه‌های رنگین گیاهان جامه بر تن کرده؟ پس بر نوشدن زمانه شاد کام می‌باش..

سال نو شما مبارک

امیدوارم سال خوبی داشته باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 8:0  توسط امیر اکبری  | 

هر ساله ۱۴ فوریه روز ولن تاین نامیده می شود ودر آن روز دوستداران برای اثبات

عشق و دوستی خود به یکدیگر هدیه هایی مثل شکلات وجواهراتی به شکل

قلب ویا حتی نامه می دهند.

در بعضی از کشورها مثل آمریکا بیشتر مردم در چنین روزی لباسهایی به رنگ

قرمز به تن می کنند.

اما ولن تاین چیست؟

در مورد ولن تاین چندین روایت وجود دارد که سه تا از آنها عبارتند از:

الف)در روم باستان هر ساله جشنی برگزار می شد که در این روز نام تمام

دختران آن شهر را بر روی تکه های کاغذی می نوشتند و تمام اسمها را در

ظرفی می ریختند و هر پسریکی از آن کاغذها را بر می داشت که حاوی اسم

یکی از دختران شهر بود (همان کاری که در ازدواج های دانشجوئی انجام

می شود!)و آن پسر و دختر برای یک سال با هم دوست می شدند.(البته کسی

از تقلبهایی که در عهد باستان انجام می شد خبر ندارد شاید در آن زمان نیز

آقازاده هایی وجود داشتند که سعی می کردند با تقلب و اعمال نفوذ در این

مراسم دخترهای زیباتر را نصیب خود کنند.)

ب)در قرن سوم میلادی حاکم روم برای اعزام مردان به جنگ مشکلی پیش روی

خود دید و آن این بود که مردان دوست نداشتند به خاطر جنگ خانواده های خود

 را ترک کنند.

حاکم برای از بین بردن این مشکل حکمی داد مبنی بر این که هیچ کشیشی

 حق ندارد دختر و پسری را به عقد یکدیگر در آورد.

در آن زمان کشیشی به نام سنت ولن تاین(st valentine)بود که به طور پنهانی

دختران و پسران را به عقد همدیگر می آورد.

و زمانی که حاکم متوجه این نافرمانی شد این کشیش را به اعدام محکوم کرد

که سرانجام سنت ولن تاین در ۱۴ فوریه سال ۲۶۹ میلادی به دار آویختند.

پ)در روزگاری کشیشی به نام ولن تاین در زندان به سر می برد که کشیش

عاشق دختر زندانبان بود و نامه ای برای دختر می نویسد که در آخر نامه نوشت:

((from your valentine))

و بعدها کشیش اعدام شد.

در تاریخ روم سه کشیش به نام سنت ولن تاین وجود داشته اند که هر سه نیز

شهید شده ند.

در هر صورت مسئله مهم این است که در این روز دوستداران دوستی خود را

به یکدیگر اثبات می کنند.

واما چرا حدود هفت سال است که مراسم روز ولن تاین در ایران نیز

برگزار می شود؟

با ورود اسلام به ایران بسیاری از جشنهایی را که ایرانیان باستان برگزار

می کردند از بین رفت که از جمله ی آن جشنها تیرگان و مهرگان و… بود.

مردم ایران در کل روزهای کمی در سال را مخصوص جشن و شادمانی دارند و

همین باعث شد که مردم دست نیاز به سوی فرهنگ غرب دراز کنند و روز

جشن دیگری را به معدود روزهای جشن خود در ایران اضافه کنند.

هم چنین مسئولان نیز فراموش کردند که در کنار روزهایی از قبیل قدس و

بزرگداشت و راهپیمایی و… روزی را نیز برای اثبات عشق و دوستی قرار بدهند

و وجود همین خلائ باعث شد که جوانان ایرانی به روز جشنی روی بیاورند که

ریشه در روم باستان دارد در حالی که مسئولان فرهنگی می توانستند تعدادی

از جشنهای گذشته را زنده کنند.

البته این را هم متذکر بشوم که مهم نیست این روز در چه تاریخی برگزار شود

مهم وجود چنین روزی درهر کشور و فرهنگی هست.

اگر در همین ۱۴ فوریه نیز برگزار شود هم مشکلی نیست.(یک فایده هم دارد

 آن این که حداقل ما ایرانی هم در یک کار شبیه به کشورهای دیگر عمل می کنیم.)

در گذشته ایرانیان برای هر روز از ماه اسمی انتخاب کرده بودند و هر روز

مخصوص کاری بود.از آن جمله روزهایی که می توانستند برای روز عشق ورزی

انتخاب شوند این روزها بودند:

{هرمزد روز(روز اول هر ماه):می خور و شاد باش

بهمن روز(روز دوم هر ماه):جامه ی نو به پوش

شهریور روز(روز چهارم هر ماه):شادباش

ماه روز(روز دوازدهم هر ماه):شراب خور و با دوستان نیکپرسشی(احوالپرسی)

کن و از ماه خدای آمد کار بخواه.

سروش روز(روز هفدهم هر ماه):بختاری(آزادی و آسایش)روان خود را از سروش

اهرو(مقدس)آیفت بخواه.

رام روز(روز بیست و یکم هر ماه):زن خواه و کار و رامش گیر و پیش داد و ران شو

تا به پیروزی و بختگی(آزادی)بازگردی.

دی بدین روز(روز بیست و سوم هر ماه):کارهای یزشنی و ستایش گری کن و

زن به خانه بر و موی وناخن پیرای جامه پوش.

مارسفید روز(روز بیست و نهم هر ماه):جامه افزای به دوز و به پوش و زن به

زنی گیر که فرزند تیزویر(ویر:هوش و حافظه)نیک زاید.

انیران روز(روز سی ام هر ماه):موی وناخن پیرای و زنی به زنی گیر که فرزند

نامدار زاید.}

هریک از این روزها می توانستند کاندیدایی برای روز عشق ورزی و دوست داشتن

 باشد و البته روز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) نیز می توانست

در بین کاندیداها باشد.

 

تا حداقل در مورد عشق خود وابسته به دیگران نباشیم

منتظر نظرات شما دوستان هستم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 7:14  توسط امیر اکبری  | 

 سلام دوستان امیدوارم خوب خوب باشید

بنده بعد از مدت ها دوباره تصمیم گرفتن مطلب در

وبلاگم قرار بدم

منتظر مطالب من باشید

من منتظر نظر های شما هستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 13:52  توسط امیر اکبری  | 

استمداد حضرت سلیمان علیه السلام از نام حسین علیه السلام

 

در جنگ جهانی اول (1916 میلادی ) هنگامی که عده ای از سربازان انگلیسی در چند کیلومتری بیت المقدس مشغول سنگرگیری و حمله بودند ، در دهکده کوچکی به نام «اونتره » یک لوح نقره ای پیدا کردند که حاشیه اش به جواهرات گرانبها مرصع و در وسطش ، خطوطی به حروف طلایی نگارش یافته بود . چون آن را نزد فرمانده خود ، میجرای – این گریندل ، بردند هر چه کوشید نتوانست از آن چیزی بفهمد ، ولی دریافت که این نوشته به زبان اجنبی بسیار قدیمی است .

بالاخره این لوح ، به وسیله وی دست به دست گردید . تا رسید به دست سرپرست ارتش بریتانیا « لیفتونانت » و « گلدستون » و ایشان هم آن را به دست باستان شناسان بریتانیا سپردند . پس از پایان جنگ (1918 م ) درباره لوح مذکور به تحقیق و بررسی پرداختند و کمیته ای تشکیل دادند که اساتید شناخت زبانهای باستانی بریتانیا ، آمریکا ، فرانسه ، آلمان و سایر کشورهای اروپایی جزء آن کمیته بودند .

پس از چند ماه بررسی و تحقیق در سوم ژانویه (1920 م ) معلوم شد که این لوح مقدسی است به نام « لوح سلیمان » و سخنانی از حضرت سلیمان علیه السلام را در بر دارد که با الفاظ عبرانی قدیم ، نگارش یافته است و ما اکنون خود الفاظ را با ترجمه اش در اینجا می آوریم :

و اینک ترجمه لوح سلیمانی :

الله

احمد                          ایلی

باهتول

حاسن                       حاسین

یاء احمد ! مقذا = ای احمد ! به فریادم رس

یاء ایلی ! انصطاء = یا علی ! مرا مدد فرمای

یاء باهتول ! اکاشئی = ای بتول ! نظر مرحمت فرمای

ساء حاسن ! اضو مظع = ای حسن ! کرم فرمای

یاء حاسین ! بارفو = یا حسین ! خوشی بخش

این سلیمان اکنون به این پنج بزرگوار استغائه می کند .

بذت الله کم ایلی = و علی قدره الله است .

 ادامه در ادامه مطلب کلیک کن پشیمون نمی شی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 0:23  توسط امیر اکبری  | 

 روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد.از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد.روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگي مي كرد.تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند. بطور اتفاقي درب خانه اي را زد.دختر جوان و زيبائي در را باز كرد.پسرك با ديدن چهره زيباي دختر دستپاچه شد و بجاي غذا ، فقط يك ليوان آب درخواست كرد. دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد.پسر با تمانينه و آهستگي شير را سر كشيد و گفت : «چقدر بايد به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چيزي نبايد بپردازي.مادر به ما آموخته كه نيكي ما به ازائي ندارد.» پسرك گفت: « پس من از صميم قلب از شما سپاسگذاري مي كنم» 
سالها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد.پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بيمارستاني مجهز ، متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند.
 دكتر هوارد كلي ، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگاميكه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بيمار حركت كرد.لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن مريضش وارد اطاق شد.در اولين نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري ، پيروزي ازآن دكتر كلي گرديد.
آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود.به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چيزي نوشت.آنرا درون پاكتي گذاشت و براي زن ارسال نمود.
  زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد.سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد.چيزي توجه اش را جلب كرد.چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:
«بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت
شده است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 8:9  توسط امیر اکبری  | 

کربلا دانشگاهی برای تمام اعصار

عاشورا يك امتحان بزرگ بود كه در زمان و مكان خود، بي نظير بود و حقيقت و جوهرة انسان هاي مختلفي را برملا نمود. عاشورا به نوعي «يوم الفصل» هم بود؛ زيرا حد فاصلي بين دو دسته از آدم ها شد؛ يك عده فرسنگ ها به جلو رفتند و از سكوت تا ملكوت اوج گرفتند و عده اي نيز سير قهقرايي طي نموده و با اين حماسة عظيم، مصداق تعبير قرآن كريم شدند كه مي فرمايد:
«اولئك كالانعام بل هم اضل».
عاشورا وقتي لب به سخن مي گشايد و محفل عاشقانة آن تعداد اندك را به تفسير مي نشيند، آنها را متصلان به حقيقت توصيف مي نمايد؛ زيرا مقدمة يافتن حقيقت، واقع بيني و حقيقت جويي است؛ تا واقع جو نباشي، حقيقتي را درنخواهي يافت. اگر امام آنها را با حقايق آشنا كرد، چون زمينة حقيقت جويي و واقع بيني را در آنها يافت.
«هر گاه انسان هاي واقع بين و حقيقت طلب ـ هر چند اندك باشند ـ به حد نصاب برسند، آن روز مي شود از حقايق سخن گفت».
بسياري افراد، بهشتيان روي زمينند؛ زيرا نه اهل لغوند و نه گناه. قرآن دربارة ويژگي هاي بهشت مي فرمايد: «لايسمعون فيها لغواً ولا تأثيما». انسان بهشت گونه نيز اهل لغو و گناه نيست و يك بهشت متحرك است؛ او ديگر قيدها را شكسته است.
حقيقت آدمي در كربلاي براي عده اي اين گونه بود؛ زيرا در آن جا، مسيرهاي سلوك را يك شبه طي كردند و از تن، جان، مال و دنياي فاني گذشتند و دنيا را به سان يك طريق نگريستن، نگاه كردند؛ نه چشم انداز.
امام علي عليه السلام دربارة اين نوع نگاه به دنيا مي فرمايد: «هر گاه كسي «با دنيا» نگاه كند، بينايش مي كند؛ اما اگر كسي «به دنيا» نگاه كند، كورش مي سازد».

حسين عليه السلام، معلم تمام انسان ها
وقتي حقيقت آدمي و آرمان اصيل او ـ كه خليفه اللهي است ـ ظهور مي كند، يك الگوي تمام عيار براي كساني مي شود كه بخواهند مسير آرمان سازي را طي كنند و نقش «كتاب باز» را ايفا مي كند؛ خواه آن انسان مسلمان باشد يا غير مسلمان و اين اعجاب بزرگ را در قضيه كربلا به خوبي شاهد هستيم.
امام حسين عليه السلام اين درس بزرگ را در قالب يك حماسة عظيم به انسان ها ياد داد. اگر بگوييم كربلا يك دانشگاه بزرگ است، شايد باز در حق كربلا و حماسة حسين عليه السلام، ظلم كرده باشيم؛ بلكه بايد بگوييم كه كربلا، دانشگاهي بزرگ براي همة اعصار بود و واقعيت انسان بودن انسان را در جنبه هاي مختلف ظلم ستيزي، آزادي طلبي و شكستن يوغ هاي غير الهي و زميني آموزش داد. اين حقيقت عظيم انساني به حدي است كه در نگاه مستشرقان، بعد از قرآن و مراسم عظيم حج، پايه و اساس قدرت مسلمانان محسوب مي شود. «وينستون» از مستشرقان غربي مي‌نويسد:
«مادامي كه مسلمانان قراني داشته باشند كه تلاوت شود (فراموش نگردد) و كعبه‌اي كه مراسم آن با انسجام و همدلي صورت گيرد و حسيني كه ياد شود، هيچ كس قدرت تسلط و سيطره را بر آنان نخواهد داشت».
فردي مثل مهاتما گاندي در منشور انقلابي خويش، بعد از اين كه با نظرية معروف «مبارزه منفي» خويش، استعمار انگليس را در هندوستان زمين گير كرد و اقتصاد آن گرگ پير را به مخاطره انداخت، اعلام كرد: «اي ملت هند! من هيچ گونه الگو و روشي از هيچ كس در دنيا براي شكست استعمار پير برنگزيدم؛ مگر از حسين شيعه».
به طور كلي، تاثير قيام امام حسين عليه السلام بر جامعة اسلامي را مي توان از سه بعد مورد بررسي قرار داد:
1ـ بعد مصونيت؛ تعظيم و تكريم واقعة طف و جانبازي اباعبدالله و ياران وفادارش، مصونيت سياسي، فرهنگي و اجتماعي مسلمانان را تضمين كرد و همتاي تلاوت قرآن و مراسم حج تفسير شده است. (وينستون)؛ البته حديث ثقلين از حضرت محمد صلي الله عليه و آله، در اين خصوص گوياترين است؛ زيرا تمسك به كتاب خدا (قرآن) و توسل به عترت پيامبر كه امام حسين عليه السلام نيز از آن شجرة طيبه است، مصونيت مسلمانان را از هر خطر به همراه دارد و شايد يكي از علل ذليل شدن بعضي ممالك اسلامي در قبال توطئه ها، كينه ها و فتنه ها، عدم رويكرد درست به قرآن و دوري از اهل بيت عليهم السلام و اكتفا به مراسم صوري حج بوده است.
2ـ بعد موجوديت و احساس حضور؛ ملتي كه پايگاه واقعي خود را طلب كند و در پي كسب جايگاه شايسته و بايسته خويش باشد، تمسك به آرمان اباعبدالله عليه السلام مشعل راه و پرچم مبارزه و اعلام موجوديت اوست (بولس سلامه).
3ـ بعد مشروعيت؛ گاهي نيز ايده گرفتن از انگيزة ظلم ستيزي و حق طلبي قيام مولا اباعبدالله عليه السلام، عامل مشروعيت بخشي به قيام ها و مبارزات حق طلبانه است؛ زيرا مولا اين راه را به ملل تحت سلطه نشان داد؛ چنان كه آزادي هند از چنگال استعمار انگلستان، مرهون قيام امام حسين عليه السلام دانسته شد (گاندي).

ظهور حقايق در كربلا
1ـ حقيقت همراه
انسان ها به تعبير روان شناسي، به صورت فردي و تك تك يا منحصر به فرد هستند و هر كدام داراي، ويژگي هاي فردي متمايز و گاهي مشترك دارند؛ اما عين هم نيستند.
از اين رو، بعضي حقيقت ها همراه حقيقت مطلب، همساز مي شوند كه به آنها حقيقت همراه مي گوييم؛
افرادي كه محض رسيدن ندا، همراه منادي مي شوند، مانند همراهاني كه از مكه تا بزرگ ترين قربان گاه تاريخ، يعني تا كربلاي حسين عليه السلام، همراه امام، مثل يك رود زلال جاري شدند. امام حسين عليه السلام، ياران خود را در شب عاشورا فرا خواند و فرمود:
اگر در اين سرزمين بمانيد و نرويد، فردا پيش از غروب آفتاب، حتي يك نفر از شما زنده نخواهد ماند. حضرت حتي خبر قطعي شهادت آنان را صريحاً اعلام كرد؛ اما روحية آنها نه تنها ضعيف نشد و به دل خود ترس راه ندادند، بلكه غرق شعف و شادي گشته، گفتند: عجب! فردا روز پايان فراق و آغاز اوج گرفتن و رسيدن به وصل است.
حبيب بن مظاهر گفت: اي كاش اين پردة شب بدرد و تمام شود؛ زيرا فاصلة ما با معبود، يك شمشير است و اي كاش اين شمشير فرود آيد و ما را به عشق ازل متصل كند! امام به حبيب بن مظاهر فرمود: فردا كشته خواهي شد؛ اگر مايل هستي، برو! او پاسخ داد: بعد از كشته شدن شما، زنده ماندن ما نه قيمت دارد و نه سود و سپس گفت: اي پسر رسول خدا صلي الله عليه و آله! اگر تو را رها كنيم و برويم، بايد روز قيامت، پاسخ هر بر هم زدن پلك چشم خود را در محضر خدا و رسول خدا بدهيم و گويا ديگر عبادت ما عبادت نيست و نماز و روزة ما نماز و روزه نيست و …
از حقايق همراه مي توان از حضرت زينب عليهاسلام، ام كلثوم، حضرت رباب، امام سجاد عليه السلام، فرزندان زينب، فرزندان اباعبدالله، حضرت اباالفضل و برادرانش، عبدالله، عثمان و جعفر و … نام برد كه سخنان هر كدام از آنها تا ابديت تاريخ و ظهور قائم آل محمد عجل الله حقيقتي است بر گونه اساطير و مشعلي است مستدام تا فراخناي تحليل ها.

2ـ حقيقت منتظر
حقيقت ديگري كه در كربلا خود را نشان داد، حقيقت منتظر و مترصد بود؛ افرادي كه در اطراف و اكناف منتظر امام بودند؛ نه بيعت شكناني كه عهد و پيمان خود را در اندك زماني زير پا گذارند. حقايق منتظر، در مسيرهاي مختلف، از مكه تا كربلا به امام پيوستند و به كربلا آمدند.
اينان آغاز راه را مي شناختند و همراه را ارج مي نهادند و در پي اتصال بودند. نمونة آنها نافع بن هلال است. او از اشراف كوفه، قراي قرآن و راوي حديث بود؛ سرداري بزرگ كه در ركاب حضرت امام علي عليه السلام، در جنگ هاي صفين، جمل و نهروان جانبازي ها كرد. امام عليه السلام شب عاشورا از خيمه بيرون آمد تا صحرا و تپه هاي اطراف را بررسي كند؛ نافع بن هلال هم از خيمه بيرون آمده بود و حضرت را همراهي مي كرد. سيدالشهداء عليه السلام از او سؤال كرد؛ چرا همراه من مي آيي؟ پاسخ داد: اي پسر رسول خدا صلي الله عليه و آله! ديدم شما به طرف سپاه دشمن مي رويد؛ بر جان شما بيمناك شدم؛ از اين رو، آمدم. امام فرمود: اطراف اين صحرا را بررسي مي كردم و تا ببينم فردا دشمن از كجا حمله خواهد كرد.
سپس امام به او فرمود: در تاريكي شب، از اين مسير (راهي كه ميان دو كوه بود) برو و خودت را نجات بده!
نافع گفت: خود را بر قدم هاي حضرت افكندم و عرض كردم: اي پسر رسول خدا صلي الله عليه و آله! مادرم در عزايم بگريد؛ اگر چنين كنم و تو را رها نمايم؛ پروردگار جهان بر من منت نهاد كه در جوار شما به شهادت برسم.

3ـ حقيقت تشنه
بعضي از افراد حقايقي تشنه اند؛ اما در آغاز داراي هدف روشني نيستند و بايد آگاه شوند و سپس سيراب گردند تا به يقين برسند. گاه يك پيام، يك حركت يا يك تذكر در شرايطي مناسب، آنها را با هدف و آرمان، همسو و همساز مي گرداند. تجلي اين ويژگي در كربلا، در خصوص افرادي چون حر و زهير بن القين روي داد. به زعم تاريخ، زهير حتي با منازل مسير حركت امام حسين عليه السلام، از مكه تا كربلا، فاصله اي از جهت طي طريق و اطراق نداشت؛ اما در آغاز از امام فاصله مي گرفت و از ديدار با وي ابا مي نمود و آن گاه كه مقدمات اتصال او با امام توسط همسرش فراهم شد و امام به سوي او آمد و دقايقي با او صحبت كرد، تحولي عجيب و شگرف در روحية او روي داد؛ مانند دريايي به تلاطم افتاد و از فداكارترين ياران حقيقت طلب در واقعة بزرگ تاريخ، يعني عاشورا شد.

4ـ حقيقت منتقم
اين نوع حقيقت، شامل افرادي است كه بنا به عللي از حضور در متن واقعه معذور بودند؛ اما بعد از رويداد عاشورا، به عنوان يك نيروي معارض يا قدرت پنهان ظاهر شدند. بسياري از اين افراد، در زمان واقعه يا بحبوحة انقلاب، امكان حضور نداشتند؛ اما اشتياق حضور را در دل داشتند و بعد از واقعه، مثل آتشفشاني خاموش، دوباره فعال شدند؛ نمونة آن، قيام هاي بعد از سال 61 هجري، مثل قيام مختار ثقفي، زيدبن علي (قيام زيديه)، شهداي فخ و … است.

5ـ حقيقت پيرو، عاشق و مريد
اين نوع حقيقت يا واقعيت نهادينة انساني، شامل افرادي است كه سال ها بعد از يك جريان يا واقعة تاريخي زاده مي شوند؛ اما از لابلاي نقل ها و تاريخ، حقيقت را مي‌شناسند و به آن ارادت مي ورزند.
آنان اين عشق را دروني كرده، همواره با شجاعت از آن ياد مي كنند و به صورت پيرو و عاشق باقي مي مانند.
عشق آتشين به آن حقيقت ديرين، همة وجوه زندگي، حتي اخلاق و رفتار آنها را همجنس و همسو با آن حقيقت مي كند؛ به طوري كه آنان تشبه و تمثل به آن را جست و جو مي كنند؛ مانند بسياري از مريدان اباعبدالله عليه السلام در زمان ائمة بعد و يا شيعيان معاصر و مخلص امام حسين عليه السلام كه هم در پيروي شاخص هستند و هم در عشق، پايدار و هم مريد جاوداني راه مولا به شمار مي روند.

6ـ حقيقت كور
اين حقيقت، شامل آن دسته از افرادي است كه چراغ را مي بينند؛ اما تاريكي را بر مي گزينند؛ راه را مي بينند؛ ولي بي راهه را مي پيمايند و جالب اين كه اين حقيقت و تبلور آن در هيئت انساني، هم در زمان واقعه، هم در اوج رويداد و هم پس از آن و حتي قرن ها بعد از آن، همواره كور و سطحي و نارسا باقي مي ماند. اغلب مردم كوفه و شام، در سال 61 هجري، اين گونه بودند.
نكته اي كه در خصوص كوفيان قابل ذكر است، اين كه آنان داراي فرهنگ ثابت و ارادة پايداري نبودند و از جهات منفي، يعني عهدشكني و بي وفايي شهره بودند. مردم اين شهر، در مقاطع مختلف، مواضع متفاوتي داشته اند؛ گاهي موضع آنها در دفاع از اهل بيت عليم السلام بوده، با شجاعت بي نظيري، جانب اهل بيت عليهم السلام را تقويت كرده اند؛ چنان چه پايداري آنها باعث شكست ناكثين در جنگ جمل گرديد؛ اما در جنگ صفين و يا در زمان امام حسين عليه السلام، در مقابل معاويه كوتاه آمدند و در قضية كربلا كاملاً عهدشكنانه عمل كردند و جالب اين كه حضور آنان در كنار حقيقت منتقم، مثل مختار، نيز موضع ديگري از آنها را به نمايش مي گذارد.
حقيقت كور، گاهي به هدف مي زند و گاهي نيز پا بر كف خود مي گذارد و با انگشت خويش، ديدگان خود را از حدقه خارج مي كند. در واقعة كربلا، تابلويي بسيار شيوا و گويا از حقيقت كور معاصران سال 61 هجري به نمايش گذاشته شد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 8:7  توسط امیر اکبری  | 

اتحاديه اروپایی شامل گروهی از کشورهاست که دولت هایشان با یکدیگر همکاری دارند. این اتحاديه چیزی شبیه به کلوپ یا باشگاه است، که برای عضو شدن در آن باید پیروی از قوانین آن را بپذیرید و در عوض مزایایی نیز برای شما خواهد داشت. هر کشور باید برای عضو شدن پول بپردازد. این امر معمولاً از طریق پرداخت مالیات صورت میگیرد. اتحاديه اروپایی این پول را در راه تغییر و ارتقاء شیوه زندگی مردم و تجارت در اروپا مصرف می کند. کشورها به این دلیل عضو این انجمن می شوند که فکر می کنند تغییراتی که این اتحاديه در کشورها ایجاد میکند، به نفع آنهاست.

توسعه اتحاديه اروپایی
در روز شنبه اول ماه مه سال 2004، اتحاديه اروپایی از 15 کشور به 25 کشور عضو ارتقاء یافت.
این بزرگترین توسعه این اتحاديه از آغاز پیدایش آن به حساب می آید.
اخبار و داستان های زیادی درمورد اینکه آیا این توسعه به نفع انگلستان بوده یا خیر در این کشور گسترده شد. برخی مردم نگران بودند که شاید کارگران کشورهای جدید برای گرفتن شغل هایی با درآمد بیشتر به انگلستان هجوم بیاورند.

چگونگی رشد و توسعه اتحاديه اروپایی
1957: کار خود را با 6 کشور عضو آغاز کرد.
1973: به 9 کشور توسعه یافت؛ این مصادف با پیوستن انگلستان به این اتحاديه بود.
1981: یونان هم به این اتحاديه ملحق شد و شمار کشورهای عضو به 10 رسید.
1986: اسپانیا و پرتقال نیز به این اتحاديه پیوستند و تعداد اعضا به 12 رسید.
1995: سه کشور دیگر نیز به این اتحاديه ملحق شدند و شمار کشورها به 15 رسید.
2004: 10 کشور جدید به اتحاديه ملحق شدند. اکثر این کشورها از اروپای شرقی بودند. و در این زمان تعداد کشورهای عضو به 25 رسید. صحبت هایی از پیوستن ترکیه نیز به این اتحاديه به گوش می رسد.
2007: دو کشور دیگر نیز به اتحاديه اروپایی پیوستند و شمار کشورها به 27 می رسد.

طریقه عضو شدن
کشورها باید مسائل خاصی را به اثبات برسانند:
1. باید نشان دهند که با مردمان خود منصفانه و با عدالت رفتار می کنند، به حقوق بشر احترام می گذارند و به آنها اجازه رای دادن در انتخابات را می دهند.
2. باید نشان دهند که اقتصادشان به درستی اداره می شود. این به آن معناست که دولت نسبت به میزان پولی که خرج می کند آگاه است و چندان در امور تجاری مردم دخالت نمی کند.
3. کشورها باید تغییراتی را در قوانین خود ایجاد کنند تا با قوانین اتحاديه اروپایی مغایرت نداشته باشد.

چرا قوانین در حال تغییرند؟
اکثریت بر این عقیده اند که حال که اتحاديه اروپایی از 15 عضو به 25 عضو توسعه پیدا کرده است، دیگر نمی تواند تصمیمات را به همان روش های قدیمی اتخاذ کند. این به آن معناست که اتحاديه اروپایی باید یکسری قوانین جدید برای خود داشته باشد یا تصمیمات کمتری بگیرد.

وظیفه اتحاديه اروپایی چیست؟
یکی از مهمترین کارهایی که اتحاديه اروپایی انجام می دهد این است که کشورهای اروپایی را به همدیگر نزدیکتر کند. این اتحاديه تجارت و خرید و فروش کشورهای اروپایی را با یکدیگر آسانتر می کند. این امر با تغییر قوانینی که تجارت را کنترل میکند، امکانپذیر می شود. همچنین شر نظارت و کنترل رفت و آمد مردم به طور آزاد در کل این اتحاديه را کم می کند.

5 هدف اصلی اتحاديه اروپایی
1. توسعه اقتصادی و اجتماعی: کمک به مردم برای کسب درآمد بیشتر و برخورد عادلانه تر با آنها
2. گفتگو در مورد مسائل اتحاديه اروپایی در صحنه جهانی: حرف های اروپا بیش از پیش به گوش سایر کشورهای جهان خواهد رسید.
3. معرفی تابعیت اروپایی: هر فردی از کشورهای عضو شهروند اتحاديه اروپایی به حساب می آید و چهار حق اصلی به او داده می شود.
4. توسعه اروپا به عنوان سرزمین آزادی، امنیت و عدالت: باعث می شود اروپایی ها در امنیت بیشتری بدون ترس و واهمه از جنگ زندگی کنند.
5. ایجاد و حفظ قانون مخصوص اتحاديه اروپایی: ایجاد قوانینی که از حقوق مردم در کشورهای عضو دفاع کند.

حقوق اتحاديه اروپایی برای مردم
هر فردی از کشورهای عضو شهروند اتحاديه اروپایی به حساب می آید و این حقوق به او داده می شود.
حق رفت و آمد آزادانه بین کشورهای عضو اتحاديه اروپایی و زندگی در کشور دلخواه.
حق رای دادن و قرار گرفتن در دولت محلی و انتخابات پارلمان اروپایی در کشور محل اقامت.
اگر فرد خارج از مرزهای اتحاديه اروپایی مسافرت می کند، و کشور فرد در آن محل سفارت نداشته باشد، می تواند به سفارت هر کشور دیگر عضو اتحاديه اروپایی مراجعه کند.
ارائه دعوی در هر یک از دادگاه های اروپایی درصورت عادلانه رفتار نکردن اتحاديه اروپایی.
چگونگی اداره اتحاديه اروپایی

اتحاديه اروپایی چند قسمت اصلی دارد:
پارلمان اروپایی: در این قسمت قوانین وضع می شوند و میزان پول مورد نیاز اتحاديه اروپایی تصمیم گیری می شود. همچنین وظیفه کنترل و بازرسی به عدالت رفتار کردن سایر قسمت های اتحاديه اروپایی با این قسمت است. اعضاء پارلمان اروپایی هر پنج سال یکبار انتخاب می شوند. افراد بالای 18 سال در هر کشور عضو این اتحاديه می توانند در رای گیری شرکت کنند.
شورای اتحاديه اروپایی: در این قسمت تصمیم گیری های مهم اتحاديه اروپایی گرفته می شود. این قسمت تقریباً مثل شورای مدرسه است، اما به جای افراد از هر پایه، افرادی از هر کشور در آن فعالیت می کنند.
کمیسیون اروپایی: این قسمت کارهای روزمره اتحاديه اروپایی را انجام می دهد. کارهایی مثل کنترل اجرای صحیح قوانین وضع شده توسط پارلمان اروپایی.
ریاست: هر شش ماه یکبار، هر یک از کشورهای عضو عهده دار ریاست اتحاديه اروپایی می شوند. با 25 کشور عضو، به هر کشور هر 12 سال و نیم یکبار نوبت ریاست می رسد.

اعضای اتحاديه اروپایی
اتحاديه اروپایی به طور کلی 25 عضو دارد که در زیر نام این کشورها با سال پیوستن آنها به اتحاديه ذکر گردیده است.
بلژیک 1957
فرانسه 1957
هلند 1957
آلمان 1957
ایتالیا 1957
لوکزامبورگ 1957
دانمارک 1973
ایرلند 1973
انگلستان 1973
یونان 1981
پرتقال 1986
اسپانیا 1986
اتریش 1995
فنلاند 1995
سوئد 1995
مجارستان 2004
لهستان 2004
جمهوری چک 2004
جمهوری اسلواک 2004
اسلوونی 2004
استونی 2004
لتونی 2004
لیتوانی 2004
مالت 2004
قبرس 2004
کشورهایی که در حال عضو شدن هستند:
بلغارستان 2007
رومانی 2007
این 25 کشور عضو اتحاديه اروپایی دارای 500 میلیون شهروند هستند.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 7:41  توسط امیر اکبری  | 
 سوسكها سريعترين جانوران 6 پا ميباشند. با سرعت يك متر در ثانيه.
 خرگوشها و طوطي ها بدون نياز به چرخاندن سر خود قادرند پشت سر خود را ببينند.
 كرگدنها قادرند سريعتر از انسانها بدوند.
 هيچ پنگوئني در قطب شمال وجود ندارد.
 مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر دو ناشنوا بوده اند.
 كانادا يك واژه هندي به معني ?روستاي بزرگ? ميباشد.
  10درصد وزن بدن انسان (بدون آب) را باكتريها تشكيل ميدهند.
 11 درصد جمعيت جهان را چپ دستان تشكيل ميدهند.
 از هر 10 نفر، يك نفر در سراسر جهان در جزيره زندگي ميكند.
 98 درصد وزن آب از اكسيژن تشكيل يافته است.
 يك اسب در طول يك سال 7 برابر وزن بدن خود غذا مصرف ميكند.
 رشد دندانهاي سگ آبي هيچگاه متوقف نميگردد.
 قلب والها تنها 9 بار در دقيقه ميتپد.
 چيتا قادر است در حداكثر سرعت خود گامهايي به طول 8 متر بر دارد.
 شامپانزه ها قادرند مقابل آينه چهره خود را تشخيص دهند اما ميمونها نميتوانند.
 عمر سنجاقكها تنها 24 ساعت ميباشد.
 مدت زمان گردش سياره عطارد بدور خود دو برابر مدت زمان گردش آن بدور خورشيد ميباشد.
 روشنايي قرص كامل ماه 9 برابر هلال ماه ميباشد.
 يك خرس بالغ قادر است با سرعت يك اسب بدود.
 قلب يك جوجه تيغي در حالت عادي 190 بار در دقيقه ميزند كه در دوران خواب زمستاني به 20 بار در دقيقه كاهش مي يابد.
 اسبها قادرند در حالت ايستاده بخوابند.
 كانگروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند.
 قلب ميگو در سر آن واقع است.
 گونه اي از خرگوش قادر است 12 ساعت پس از تولد جفت گيري كند.
 يك كوه آتشفشان قادر است ذرات ريز و گردوغبار را تا ارتفاع 50 كيلومتري به فضاي اطراف پرتاب كند.
 داركوب ها قادرند 20 بار در ثانيه به تنه درخت ضربه بزنند.
 سالانه 500 فيلم در امريكا و 800 فيلم در هند ساخته ميگردد.
 آدولف هيتلر گياهخوار بوده است.
 تمامي پستانداران به استثناي انسان و ميمون كور رنگ ميباشند.
 عمر تمساح بيش از 100 سال ميباشد.
 تمام قوهاي كشور انگليس جزو دارايي هاي ملكه انگليس ميباشند.
 موريانه ها قادرند تا 2 روز زير آب زنده بمانند.
 مزه سيب، پياز و سيب زميني يكسان ميباشد. و تنها بواسطه بوي آنهاست كه طعم هاي متفاوتي مي يابند.
 فيلها قادرند روزانه 60 گالن آب و 250 كيلو گرم يونجه مصرف كنند.
 جغدها قادر به حركت دادن چشمان خود در كاسه چشم نميباشند.
 80 درصد امواج مايكرو ويو تلفنهاي همراه بوسيله سر جذب ميگردد.
 قد فضانوردان هنگامي كه در فضا هستند 5 تا 7 سانتي متر بلندتر ميگردد.
 بلژيك تنها كشوري است كه فيلمهاي غير اخلاقي را سانسور نميكند.
 جليغه ضد گلوله، برف پاك كن شيشه خودرو و پرينتر ليزري همگي اختراعات زنان ميباشند.
 موز پر مصرف ترين ميوه كشور امريكا ميباشد.
 درتمام انسانهاي كره زمين 99.9 % شباهت ژنتيكي وجود دارد.
 98.5 % از ژنهاي انسان و شامپانزه يكسان ميباشند.
  قلب انسان بطور متوسط 100 هزار بار در سال ميتپد.
  لئوناردو داوينچي مخترع قيچي ميباشد.
 سطح شهر مكزيكوسيتي سالانه 25 سانتي متر نشست ميكند.
 50 %جمعيت جهان هيچگاه در طول حيات خود از تلفن استفاده نكرده اند.
 در هر 5 ثانيه يك كامپيوتر در سطح جهان به ويروس آلوده ميگردد.
  ظروف پلاستيكي 50 هزار سال طول ميكشد تا در طبيعت شروع به تجزيه شدن كنند.
 اغلب مارها داراي 6 رديف دندان ميباشند.
 90% سم مارها از پروتئين تشكيل يافته است.
 هرگاه جمعيت كره زمين به 100 نفر كاهش يابد، 50 % پول جهان در دست 6 نفر قرار خواهد گرفت.
 موشهاي صحرايي سالانه يک سوم منابع و ذخاير غذايي جهان را نابود ميسازند.
دو سوم آدم رباييهاي جهان در كلمبيا به وقوع مي پيوندد.
دو سوم اعدامهاي جهان در كشور چين بوقوع مي پيوندد.
 سرود اصلي كشور يونان متشكل از 158 بيت ميباشد.
 تمساح ها قادرند آرواره هاي خود را با نيروي 1300 كيلو گرم ببندند.
 يك گاو بطور متوسط سالانه 2 هزار و 300 گالن شير توليد ميكند.
 خورشيد از لحاظ وزن از 70% هيدروژن، 28% هليوم، 1.5% كربن + نيتروژن + اكسيژن و 0.5% عناصر ديگر تشكيل شده است.
 سگهاي شهري بطور متوسط 3 سال بيشتر از سگهاي روستايي عمر ميكنند.
 در امريكا سالانه 15 نفر بر اثر گاز گرفتگي توسط سگها جان خود را از دست ميدهند.
 70% فقراي جهان را زنان تشكيل ميدهند.
 نور خورشيد 8.5 دقيقه طول ميكشد تا به زمين برسد.
 خودروسازي بزرگترين صنعت در جهان ميباشد.
 در هر 2 هفته يك زبان در جهان منقرض ميگردد.
 ون گوگ در طول حيات خود تنها يكي از نقاشيهاي خود را بفروش رساند.
 گربه هاي خانگي 70% وقت خود را در خواب سپري ميكنند.
 پلنگها قادرند تا ارتفاع 5 متري به بالا بپرند.
 سم مارهاي قهوه اي استراليا تا حدي مهلك ميباشد كه 0.002 گرم از سم اين مارها ميتواند يك انسان را بكشد.
 اختراع پيچ گوشتي پيش از پيچ صورت گرفت.
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 8:9  توسط امیر اکبری  | 
»دریک اتفاق نادریک جوان بطورهمزمان دوبادودخترازدواج کرد.
بگزارش البرزیک جوان اهل کاشمربطورهمزمان بادودخترموردعلاقه خوددریک روزازدواج کرد.
دامادکه یک پسر16ساله است دراتفاقی نادردودخترهمسن وسال خودش رابه عقددائم درآوردتارکوردداراین نوع ازدواج درزیرسن قانونی کشورباشد
 
این ازدواج زمانی رخ میدهدکه اين جوان 16 ساله ابتدا با دختر عمه خودازدواج کرده و بعد به دنبال عشق و احساس دیگری رفته وهمین امرموجب ازدواج همزمان بادودخترمیشود.
جالب اینجاست که هریک ازهمسران این مردجوان ازاین ازدواج راضی بوده وازاین اتفاق ابرازخرسندی میکنند.
گفتنی است یکی ازهمسران این مرددخترعمه ودیگر نسبتی باوی نداشته است.
این اتفاق نادردرروستای دهمیان ازتوابع کوهسرخ شهرستان کاشمررخ داده است .
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 6:15  توسط امیر اکبری  | 

گاو ما ما می کرد گوسفند بع بع می کرد سگ واق واق می کرد و همه با هم فرياد می زدند حسنک کجايی ؟

شب شده بود اما حسنک به خانه نيامده بود حسنک مدتهای زيادی است که به خانه نمی آيد. او به شهر رفته و آنجا شلوار جين و تی شرتهای تنگ به تن می کند . او هر روز صبح به جای غذا دادن به حيوانات جلوی آينه به موهای خود ژل ميزند . موهای حسنک ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهای خود گلت می زند . ديروز که حسنک با کبری چت می کرد کبری گفت که تصميم بزرگی گرفته است .کبری تصميم داشت که حسنک را رها کند وديگر با او چت نکند چون او با پترس چت می کرد . پترس هميشه پای کامپيوترش نشسته و چت می کرد .پترس ديد که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون او زياد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ديگر می شکند .پترس درحال چت کردن غرق شد . برای مراسم دفن او کبری تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود . اماکوه روی ريل ريزش کرده بود . ريز علی ديد که کوه ريزش کرده اما حوصله نداشت . ريز علی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ريز علی چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت . قطار به سنگ برخورد کرد ومنفجر شد. کبری و مسافران قطار مردند .اما ريزعلی بدون توجه به خانه رفت .خانه مثل هميشه سوت وکور بود .الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ريزعلی مهمان ناخوانده ندارد .اوحتی مهمان خوانده هم ندارد . او حوصله مهمان ندارد . او پول ندارد تاشکم مهمان ها را سير کند. اودرخانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد . اوکلاس بالايی دارد . او فاميلهای پول دار دارد. او آخرين بار که گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد . چون دنيای ما خيلی چوپان دروغگو دارد . به همين دليل است که ديگر درکتابهای دبستان آن داستانهای قشنگ وجود ندارد ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 5:58  توسط امیر اکبری  | 

کمی دورتر از بند آزاد کیش و نه چندان دورتر از اسکله‌های بندرعباس سابق«هرمزگان»، آنجا که به خشکی و خشونت طبیعت بلوچستان نزدیک می‌شوید، در روستاها و شهرهای کوچک همین مناطق، زنان به حکم سنت و آئین، از لذت جنسی محروم  اند. نه فقط در شهرهای کوچک، که گاه در شهرهای بندری و بزرگتر. آنها را در کودکی ختنه می‌کنند.

 ختنه زنان در میان اهل تسنن، جنبه دینی هم به خود گرفته است.

ترانه بنی یعقوب در گزارشی که سایت کانون زنان منتشر ساخته، با نگاهی در ستیز با خشونت علیه زنان ایران می‌نویسد:
بندر کنگ از شهر‌های کوچک استان هرمزگان است و 5 کیلومتربا بندر لنگه فاصله دارد. دختران این شهر بندری 40 روز پس از تولد ختنه می‌شوند. زنانی که معترض باشند سنت شکن و سرکش خوانده می‌شوند. یک زن بومی می‌گفت: برخی دختران شهر دیرتر و دردناک تر، در سنین 4 یا 5 سالگی ختنه می‌شوند. آنها تمام مراحل ختنه خویش را با چشمان باز می‌بینند. لبه‌های «کلیتورس» دختران را با تیغی که مردان ریش خود را با آن می‌تراشند می‌بُرند. اهالی بندر کنگ سنی  اند.
عمل ختنه در بندر كنگ«تیغ سنت و فرهنگ» خوانده می شود.
برخی از مردم بندر كنگ ختنه شدن مادران و مادربزرگ هایشان را دلیلی موجه برای این كار عنوان می كنند.
ممانعت از ادامه تحصیل دختران توسط پسران خانواده، مرد سالاری شدید، جلوگیری از رفت و آمد آزاد زنان و دختران، تعدد زوجات و اهمیت ندادن به تصمیم های زنان در مرود مسائل مهم زندگی از دیگر مشكلات زنان بندر كنگ است. در بندر جاسک هم می‌گویند وضع دختران همین است.

هر سال دو میلیون دختر در جهان ختنه می‌شوند. این عمل به دلیل انجام آن در خانه‌ها و با وسائل آلوده جان دختران خردسال را تهدید می‌کند.

خاطرات «واریس دیری» در کتاب«گل صحرا»، همان است که جنوب شرقی ایران تکرار می‌شود. او متولد افریقاست اما سرگذشت او همان است که در ایران مرور می‌شود.


نماینده سازمان ملل
برای مقابله با ختنه دختران:

ختنه ام کردند
و من هرگز فراموش
نمی کنم

6 هزار دختربچه هر روز ختنه می‌شوند
«واریس دیری» شاید زیباترین و درعین حال غمگین ترین دیپلمات مستقر در سازمان ملل در نیویورک باشد. از صحراهای سومالی آمده است. کتابی خاطراتی دارد به نام «گل صحرا». دراین کتاب فاجعه‌ای را شرح می‌دهد که قربانیان آن دختران کم سن و سال  اند. آنها که در این سن و سال ختنه می‌شوند، چند سال بعد به خانه بختی که برای آنها جز شوربختی نیست فرستاده می‌شوند.
5 ساله بود که ختنه اش کردند و 13 ساله بود که مرد 60 ساله‌ای خواستگارش شد. تن به این ازدواج نداد و از خانه گریخت. نمی  خواست هم سرنوشت خواهرش شود. ختنه او را به چشم دیده بود وخود قربانی این توحش و سلاخی بود.
«واریس دیری» بعدها خود را به لندن رساند و مدل شد. دراین حرفه موفق بود، اما شهرت امروزی او نه به دلیل مدل بودن، بلکه به دلیل سمتی است که در سازمان ملل متحد دارد. او سفیر سازمان ملل برای مبارزه با ختنه زنان در سراسر جهان است. جنایتی که طبق آمار منتشره سازمان ملل، هر روزه روی 6000 دختر بچه عرب و افریقایی و برخی کشورهای آسیائی دیگر انجام می‌شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 5:58  توسط امیر اکبری  | 


هبا صالح گزارشگر بی بی سی در مصر

همايش پر سر و صدای "ختنه زنان" روز دوشنبه 23 ژوئن در مصر پايان يافت. اين همايش که در آن نمايندگان 28 کشور آفريقايی و عربی حضور داشتند به منظور بررسی راه های ممنوع کردن اين رويه بر گزار شده است.

نمايندگان دولت های اين 28 کشور و همچنين نماينده های سازمان های غير دولتی گفتند که بايد تا جايی که از نظر سياسی ممکن است ختنه زنان ممنوع شود.

سالانه حدود 2 ميليون دختر جوان در آفريقا و برخی از مناطق جهان عرب ختنه می شوند.

با اينکه دولت مصر از سال 1997 ميلادی اين رويه را ممنوع اعلام کرد، ختنه زنان به شدت گسترده باقيمانده است.

بيانيه صادر شده در مصر از دولت کشورهای مذکور خواسته است تا ممنوعيت ختنه زنان را در دستور کار خود قرار دهند. اما نخواسته است که اين رويه فورا ممنوع شود.

استفاده از کلمات محافظه کارانه نشانگر آن است که برچيدن اين سنت که در برخی جوامع عميقا ريشه دوانده تا چه حد دشوار است.

در اين بيانيه آمده است که در کشورهايی که سياست آن اجازه می دهد اين رويه بايد ممنوع شود اما از دولت ها خواسته شده است تا برای تغيير نگرش نسبت به زنان فعال باشند تا بدين وسيله ختنه زنان ريشه کن شود.

تا کنون بيش از يک صد و بيست ميليون زن در آفريقا و جهان عرب ختنه شده اند. در بسياری از جوامع تصور می شود ختنه زنان يک دستور مذهبی است به از اين طريق پاکدامنی زنان محفوظ می ماند.

اما دو تن از مقام های روحانی ارشد مسلمان و مسيحی که در همايش مصر حضور داشتند گفتند که هيچ توجيه مذهبی برای اين کار وجود ندارد.

اين پيامی است که ده ها سال است انجمن های فعال در زمينه امور زنان سعی داشتند به گوش همگان برسانند.

دولت مصر سالها پيش، اين رويه را منع کرد اما اين سنت ديرينه از ممنوعيت قانونی استوار تر بوده است. بسياری از زنان هنوز خواستار ختنه کردن دختر هايشان هستند.

تا کنون بيش از يک صد و بيست ميليون زن در آفريقا و جهان عرب ختنه شده اند

تا کنون بيش از يک صد و بيست ميليون زن در آفريقا و جهان عرب ختنه شده اند

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 5:53  توسط امیر اکبری  | 
آيا ميدانستي قلب شما روزي101000بار ميتپد.

 آيا ميدانستي دهان شما روزي يک ليتر بزاق توليد ميکند .

 آيا ميدانستي به طور متوسط هر انسان ميتواند يک دقيقه نفس خود را حبس کند رکورد اين ماده در جهان7.5دقيقه است.

 آيا ميدانستي به طور موسط شما روزي 5000کلمه صحبت ميکنيد که80% ان با خودتان است. !

 آيا ميدانستي از دست دادن تنها 1% از اب بدن موجب تشنگي ميشود.

 آيا ميدانستي مردان روزي 40 و زنان روزي 70 تار مو از دست ميدهند.

 آيا ميدانستي يک انسان 8 ثانيه بعد از قطع گردن به هوش ميماند.

 آيا ميدانستي حدود 13% مردم چپ دست هستند . اين رقم در گذشته11% بود .

 آيا ميدانستي انسان سالانه بيش از 10 ميليون مرتبه پلک مي زند!

 آيا ميدانستي حرف
E بيشتر از تمام حروف انگليسي، در کلمات بکار مي‌رود در حاليکه حرف Q کمترين کاربرد را دارد!
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 7:15  توسط امیر اکبری  | 
آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلكه دشواري رسيدن به سهولت است
·     وقتي توبيخ را با تمجيد پايان مي دهيد، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر مي كنند، نه رفتار و عملكرد شما
·     سخت كوشي هرگز كسي را نكشته است، نگراني از آن است كه انسان را از بين مي برد
·     اگر همان كاري را انجام دهيد كه هميشه انجام مي داديد، همان نتيجه اي را مي گيريد كه هميشه مي گرفتيد
·     ما زمان را تلف نمي كنيم، زمان است كه ما را تلف مي كند
·     افراد موفق كارهاي متفاوت انجام نمي دهند، بلكه كارها را بگونه اي متفاوت انجام مي دهند
·     پيش از آنكه پاسخي بدهي با يك نفر مشورت كن ولي پيش از آنكه تصميم بگيري با چند نفر
·     كار بزرگ وجود ندارد، به شرطي كه آن را به كارهاي كوچكتر تقسيم كنيم
·     كارتان را آغاز كنيد، توانايي انجامش بدنبال مي آيد
·     انسان همان مي شود كه اغلب به آن فكر مي كند
·     همواره بياد داشته باشيد آخرين كليد باقيمانده، شايد بازگشاينده قفل در باشد
·     تنها راهي كه به شكست مي انجامد، تلاش نكردن است
·     دشوارترين قدم، همان قدم اول است
·     عمر شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد
· آفتاب به گياهي حرارت مي دهد كه سر از خاك بيرون آورده<