|
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 22:51  توسط امیر اکبری
|
پس از ماهها انتظار و وعده هاي بسيار بالاخره مسئولان وزارت رفاه شاخص خط فقر در ايران را اعلام كردند.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 22:52  توسط امیر اکبری
|
__._,
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 9:0  توسط امیر اکبری
|
در عصر ارتباطات جایگاه تلفن محفوظه و در تلفنهای امروزی جایگاه «منشی تلفنی» هم مشخص!
هر کس روی پیغام گیر تلفن خود جملاتی را ادا می کنه تا به شما بفهمونه که باید برای او پیغام بگذاری . حالا تصور کنید اگر تلفن و منشی تلفنی در عصر شاعران قدیمی کشورمان وجود داشت چه پیغام هایی را می شنیدیم: منشی تلفنی حافظ: رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود،غم مخور تا مگر بینم رخ جانانه خود ،غم مخور بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام آن زمان کو باز گردد خانه خود،غم مخور منشی تلفنی سعدی: از آوای دل انگیز تو مستم نباشم خانه و شرمنده هستم به پیغام تو خواهم گفت پاسخ فلک گر فرصتی دادی به دستم منشی تلفنی فردوسی: نمی باشم امروز اندر سرای که رسم ادب را بیارم به جای به پیغامت ای دوست گویم جواب چو فردا بر آید بلند آفتاب منشی تلفنی خیام: این چرخ فلک عمر مرا داد به باد ممنون توام که کرده ای از ما یاد رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش آیم چو به خانه، پاسخت خواهم داد منشی تلفنی مولانا: بهر سماع از خانه ام ، رفتم برون،رقصان شود شوری بر انگیزم به پا، خندان شوم، شادان شوم بگو به من پیغام خود ،هم نمره و هم نام خود آیم تو را پاسخ دهم ، جان تو را قربان شوم این هم پیغامی که روی منشی تلفنی خودم میذارم شرمنده از آنیم که خارج ز سراییم تا با تو سلامی و علیکی بنماییم گر لطفی کنی نمره و پیغام گذاری پاسخ دهیم ای دوست به وقتی که بیاییم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 8:44  توسط امیر اکبری
|
1. Dar Zendegi Baraye Residan Be AZADI Rah Haye Ziadi Hast...
Faghat Bayad Gheymatesho Pardakht Koni...
.....
....
...
..
.
Az Resalat 500 Tooman
Az Shoooooooooosh 900 Tooman
)))))))))))2. Be 206 Sandogh Dar Migan Che Hessi Dari?!
Mige Fekr Mikonam Jennifer Lopezam Alan !!
)))))))))))3. Be Taraf Migan Tabrik Migim PEDAR Shodi!!!
Mige Eyyyyyyyval Pas Be Khanooomam Nagid Mikham Surprisesh Konam
))))))))4. Elaaaahi....
Lobnan Ra Bar Israeil.....
Islam Ra Bar Sahyoonism..
Va NARGES Ra Bar SHOKAT Piroooz Begardan....
Amiiiiin....
)))))))))5. Zemestan 2 Bare Miayad....
Bahar 2 Bare Tekrar Mishe....
Amma Azizam To Hichvaght Tekrar Nemishi....
Chon Khoda 1 Eshtebaho 2 Bar Tekrar Nemikone....
)))))6. Midooni Key Mifahmi DONYA 2 Rooze?
Vaghti Har Kio Ke Doosesh Dari Behet Mige:
Ta Akhare Donya Bahatam ))))))7. Age Az Kenare Ye Gonjeshk Rad Shodio Gonjeshke Naparid...
Fekr Nakon Dooset Dare....
To Ro Adam Hesab Nakarde.....
)))))))))8. Vaghti Rafti Qazvin Be Sedaye Boland SALAM Begooo.....
Chon Salam Salatami Miare.......
)))))))))))9. Be Yek 2khtar Khanoome Ziba....
Tahsilkarde.
Mosallat Be Zabane France....
Khoshgelo Khosh Akhlagh....
Ashna Ba Musice Classic ...
Ghader Be Navakhtane Piano....
Jahate NEZAFATE MANZEL Niazmandim
)))))))))))10. (In SMS Ro 3 Nesfe Shab Send Konid Be Doostanetoon
)Bebakhshid Ke Alan Bad Moghast...
Mozahem Shodam...
Khastam Bedoonam Iran Nafto Ke Sader Mikone...Boshkehash
)))))))))))
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 8:32  توسط امیر اکبری
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 22:37  توسط امیر اکبری
|
۱- چرا روی آدرس اینترنت به جای یک دبلیو؛سه تا دبلیو می گذارند ؟ چون کار از محکم کاری عیب نمی کند!
۲- اگر اسکلت از بالای دیوار بپرد پایین چه می شود ؟ هیچ وقت این کار را نمیکند چون جیگر ندارد!
۳- چرا مار نمی تواند به مسافرت برود ؟ چون دست ندارد که برای خداحافظی تکان دهد!
۴- برای قطع جریان برق چه باید کرد ؟ باید قبض آن را پرداخت نکرد!
۵- نصف النهار چیست ؟ همان شام است که در واقع نصف نهار است که برای شام مانده است!
۶- آخرین دندانی که در دهان دیده می شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعی!
۷- چرا دوچرخه خودش نمی تواند به ایستد؟ چون خیلی خسته است!
۸- اگر کسی قلبش ایستاده بود چه می کنید؟ برایش صندلی می گذاریم !
۹- دارچین رو چگونه درست می شود؟ وقتی یک چینی را دار بزنند!
۱۰- چرا لک لک موقع خواب یک پایش را بالا می گیرد ؟ چون اگر هر دو تا رو بالا بگیرد ؛ می افتد!
۱۱- اگر شخصی خیلی سر شناس باشد ؛ به نظر شما چه کاره است ؟ آرایشگر!
۱۲- اگر تلویزیون روشن نشد چه می کنید ؟ آن را هل می دهیم و می زنیم کانال دو!
۱۳- شباهت دماسنج با ورقه ی امتحان در چیست؟ هر دو وقتی به صفر می رسند آدم می لرزد!
۱۴- چرا دود از دودکش بالا می رود ؟ چون ظاهرا چاره ی دیگری ندارد!
۱۵- شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیست ؟ هر دو تاشونو دیر کشیدن بیرون!
۱۶- فرق یخمک با آتروپات در چیست؟ یخمک خوشمزه تر است!
۱۷- فرق باتری با مادر زن در چیست ؟ باتری حداقل یک قطب مثبت دارد اما مادر زن هیچ چیز مثبتی ندارد!
۱۸- اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده است چیست ؟ طلاق!
۱۹- چه طوری زیر دریایی رو غرق می کنند؟ یه غواص میره در میزنه !
۲۰- ناف چیست؟ ناف نمره ی صفری است که طبیعت به شکم بی هنر داده است!
۲۱- خط وسط قرص برای چیه ؟ برای این که اگر با آب پایین نرفت با پیچگوشتی بره !
۲۲- یک نفر چگونه یک پرنده رو می کشد؟ آن را از بالای یک صخره به پایین پرتاب می کند
يارو ميره ديوونه خونه ميبينه همه تو صف واستادن دارن يكييكي تو يه سوراخه نگاه ميكنن بعد دوباره ميرن ته صف واميسن. يارو كنجكاو ميشه ببينه تو سوراخه چه خبره، خودش هم ميره تو صف واميسه و تو سوراخه رو نگاه ميكنه هيچي نميبينه، يه بار ديگه تو صف واميسه بازم هيچي نميبينه، از يكي ميپرسه: شما چي رو نگاه ميكنين؟ من كه هر چي نگاه ميكنم هيچي نميبينم. يارو بهش ميگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داريم اين تو رو نگاه ميكنيم هنوز هيچي نميبينيم، تو ميخواي با دو بار نگاه كردن چيزي ببيني؟!
يه روز گرگه ميره دم خونه ي شنگولو منگول در ميزنه يه کي ميگه کيه گرگه ميگه منم منم مادر تون….يه دفعه پينوکيومياد بيرون ميگه بابا به خدا يه ساله از اينجا رفتن
ترکها به يه دونه شلوار لي مي گن: "ليوان ", به دو تا شلوار لي مي گن: "لي لي", به تا شلوار لي مي گن: "تريلي", به 4 تا مي گن: "چارلي", به 5 تا مي گن: "لي لي تو تريلي", به 6 تا مي گن: "لي لي با چارلي",به 7 تا شلوار لي ميگن: "خيلي"!
وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟ - هيچي , بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده!
جشنواره جدید ترین فیلم های هالیوود
1.پت و مت با شرکت میرزا پور و رحمان رضایی
2.برادران افسانه ای با شرکت برانکو و چلنجر
3.تام و جری با هنر نمایی فیگو و کعبی
4.فیلم پر طرفدار حضرت نوح با شرکت علی دایی
ایا فكر ميكنيد بيعرضه هستيد؟ فكر ميكنيد به درد هيچ كاري نميخوريد؟ فكر ميكنيد بيمصرف هستيد؟ به خدا درست فكر ميكنيد
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 22:56  توسط امیر اکبری
|
۱- چرا روی آدرس اینترنت به جای یک دبلیو؛سه تا دبلیو می گذارند ؟ چون کار از محکم کاری عیب نمی کند!
۲- اگر اسکلت از بالای دیوار بپرد پایین چه می شود ؟ هیچ وقت این کار را نمیکند چون جیگر ندارد!
۳- چرا مار نمی تواند به مسافرت برود ؟ چون دست ندارد که برای خداحافظی تکان دهد!
۴- برای قطع جریان برق چه باید کرد ؟ باید قبض آن را پرداخت نکرد!
۵- نصف النهار چیست ؟ همان شام است که در واقع نصف نهار است که برای شام مانده است!
۶- آخرین دندانی که در دهان دیده می شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعی!
۷- چرا دوچرخه خودش نمی تواند به ایستد؟ چون خیلی خسته است!
۸- اگر کسی قلبش ایستاده بود چه می کنید؟ برایش صندلی می گذاریم !
۹- دارچین رو چگونه درست می شود؟ وقتی یک چینی را دار بزنند!
۱۰- چرا لک لک موقع خواب یک پایش را بالا می گیرد ؟ چون اگر هر دو تا رو بالا بگیرد ؛ می افتد!
۱۱- اگر شخصی خیلی سر شناس باشد ؛ به نظر شما چه کاره است ؟ آرایشگر!
۱۲- اگر تلویزیون روشن نشد چه می کنید ؟ آن را هل می دهیم و می زنیم کانال دو!
۱۳- شباهت دماسنج با ورقه ی امتحان در چیست؟ هر دو وقتی به صفر می رسند آدم می لرزد!
۱۴- چرا دود از دودکش بالا می رود ؟ چون ظاهرا چاره ی دیگری ندارد!
۱۵- شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیست ؟ هر دو تاشونو دیر کشیدن بیرون!
۱۶- فرق یخمک با آتروپات در چیست؟ یخمک خوشمزه تر است!
۱۷- فرق باتری با مادر زن در چیست ؟ باتری حداقل یک قطب مثبت دارد اما مادر زن هیچ چیز مثبتی ندارد!
۱۸- اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده است چیست ؟ طلاق!
۱۹- چه طوری زیر دریایی رو غرق می کنند؟ یه غواص میره در میزنه !
۲۰- ناف چیست؟ ناف نمره ی صفری است که طبیعت به شکم بی هنر داده است!
۲۱- خط وسط قرص برای چیه ؟ برای این که اگر با آب پایین نرفت با پیچگوشتی بره !
۲۲- یک نفر چگونه یک پرنده رو می کشد؟ آن را از بالای یک صخره به پایین پرتاب می کند
يارو ميره ديوونه خونه ميبينه همه تو صف واستادن دارن يكييكي تو يه سوراخه نگاه ميكنن بعد دوباره ميرن ته صف واميسن. يارو كنجكاو ميشه ببينه تو سوراخه چه خبره، خودش هم ميره تو صف واميسه و تو سوراخه رو نگاه ميكنه هيچي نميبينه، يه بار ديگه تو صف واميسه بازم هيچي نميبينه، از يكي ميپرسه: شما چي رو نگاه ميكنين؟ من كه هر چي نگاه ميكنم هيچي نميبينم. يارو بهش ميگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داريم اين تو رو نگاه ميكنيم هنوز هيچي نميبينيم، تو ميخواي با دو بار نگاه كردن چيزي ببيني؟!
يه روز گرگه ميره دم خونه ي شنگولو منگول در ميزنه يه کي ميگه کيه گرگه ميگه منم منم مادر تون….يه دفعه پينوکيومياد بيرون ميگه بابا به خدا يه ساله از اينجا رفتن
ترکها به يه دونه شلوار لي مي گن: "ليوان ", به دو تا شلوار لي مي گن: "لي لي", به تا شلوار لي مي گن: "تريلي", به 4 تا مي گن: "چارلي", به 5 تا مي گن: "لي لي تو تريلي", به 6 تا مي گن: "لي لي با چارلي",به 7 تا شلوار لي ميگن: "خيلي"!
وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟ - هيچي , بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده!
جشنواره جدید ترین فیلم های هالیوود
1.پت و مت با شرکت میرزا پور و رحمان رضایی
2.برادران افسانه ای با شرکت برانکو و چلنجر
3.تام و جری با هنر نمایی فیگو و کعبی
4.فیلم پر طرفدار حضرت نوح با شرکت علی دایی
ایا فكر ميكنيد بيعرضه هستيد؟ فكر ميكنيد به درد هيچ كاري نميخوريد؟ فكر ميكنيد بيمصرف هستيد؟ به خدا درست فكر ميكنيد
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 22:54  توسط امیر اکبری
|
سلام علی قلب زینب الصبور خاطرات کربلا از پیش چشمانم گذشت... تا که آمد صوت قرآنش ز روی نیزه ها.... ***** یاد کربلا و خدا یاد لشکر و خیمه یاد عباس و وفا یاد حسین و قیام یاد نینوا و حماسه یاد اشک و ناله یاد زینب و اسارت یاد خطبه های پر صلابت یاد نیاز گریه های عشق یاد کوفه و شام ! یاد تازیانه و آه ! باز هم یاد محرم !!!!! لباس سیاه و چشمان پر اشک! باز هم زینب.................! یک خواهر و یک غمخوار یک پیام آور ! آری! یک پیام آور ! صدای خطبه خواندش هنوز در کوچه های تاریک تاریخ به گوش میرسد! میشنوی؟ "ما رایت الا جمیلا " کوفه بر خود لرزید آن زمان که از محمد (ص) و علی (ع) میگفت! آن هنگام که نام فاطمه (س)بر زبان جاری می ساخت ! تاریخ به تحیر بر سرای دنیا ایستاده بود آن هنگام که نام حسین بن علی(ع) بر زبان میراند !! زینب عنان از دست دنیا ربوده بود وقتی که حقانیت عباس را فریاد میزد ! یا اهل العالم !! چه رسالت سنگيني ! يك زينب و يك كاروان............!! زينب معنا كننده ي واژه ي صبر ! زينب تداعي كننده ي عشق و ايثار زينب اسوه اي از آسمان زينب نگاهي از جنس خدا زينب صدايي از سوي خدا زينب رسولي براي ايمان زينب دنيايي براي نياز درود خدا بر زينب و بر صبرش بر قيامش درود خدا بر سلام زينب بر حسين درود خدا بر خطبه هاي عشق درود خدا بر خرابه و اشك درود خدا بر يتيمكان حسين درود بر زينب..............!! السلام عليك يا زينب كبري
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 22:35  توسط امیر اکبری
|
سلامی پر از مهر و دوستی برای شما خانمهای ایرانی
شما که تو دنیا لنگه ندارین و بی همتا هستین.
اگر می خواهید مورد توجه باشید. اگر می خواهید بر دلها حکومت کنید. اگر می خواهید همیشه سوگلی شوهرتان باشید با ما همراه باشید تا صد نکته یاد بگیرید.
1. یک دسته از دختران از جنسیت خود آنچنان راضی نیستند و تمایل زیادی دارند که ای کاش پسر بودند. البته این به احتمال زیاد مخصوصاً در جامعه ما بخاطر آزادی بیشتر پسرهاست، که خوب در این دوران تقریباً این آزادی در اختیار دختران نیز قرار داده شده است. با این همه دختران از احساساتی برخوردارند که پسرها از آن یا هیچ بهره ای ندارند یا بهره ای اندک دارند. پس شما دختران باید به دختر بودن خود افتخار کنید.
2. حساسیت روی لباس زنان در جامعه خیلی بیشتر از لباس آقایان می باشد.سعی کنید همواره در بیرون از لباسی استفاده کنید که مناسب شأن شما بوده و نیز باعث تحریک افراد ( بویژه آقایان ) نشود. این به صلاح شماست.
3. همواره در بیرون از منزل سعی کنید زیاد آرایش نکنید ( البته منظور اصلاً نیست ). سعی کنید آرایش شما به حدی باشد که اولاً در دید دیگران منفی جلوه نکنید و ثانیاً از مزاحمتهای خیابانی در امان باشید.
4. سعی کنید رفتار و کردارتان در بیرون از منزل سنگین و با متانت باشد. باور کنید که شما با رفتارهای سبک و دور از شأنتان ، جذاب و دوست داشتنی نمی شوید. رفتار و کردارتان طوری نباشد که شما را صرفاً در حد رفع نیازهای جنسی دیگران نشان دهد. ارزش خود را به این حد کاهش ندهید.
5. باور کنید که دختر یا زن هر چقدر سنگین و متین باشد ارزش و منزلتش بیشتر می شود.
امیدوارم این نکات مفید باشند
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 6:56  توسط امیر اکبری
|
تو زندگي لحظه هايي هست که احساس مي کني دلت واسه يکي تنگ شده اونقدر که دلت مي خواد اونارو از روياهات بگيري و واقعا بغلشون کني وقتي که در شادي بسته ميشه، يه در ديگه باز ميشه ولي اغلب اوقات ما اينقدر به در بسته نگاه مي کنيم که اون دري رو نمي بينيم که واسمون باز شده دنبال ظواهر نرو، اونا مي تونند گولت بزنند دنبال ثروت نرو، چون براحتي از کفت ميره دنبال کسي برو که خنده رو رو لبت ميشونه چون فقط يه لبخند ميتونه کاري کنه که يک شب تاريک روشن به نظر برسه اوني رو پيدا کن که باعث ميشه قلبت لبخند بزنه خوابي رو ببين که آرزوشو داري اونجايي برو که دلت مي خواد بري اوني باش که دلت مي خواد باشي چون تو فقط يه بار زندگي مي کني چون فقط يه لبخند ميتونه کاري کنه که يک شب تاريک روشن به نظر برسه اوني رو پيدا کن که باعث ميشه قلبت لبخند بزنه خوابي رو ببين که آرزوشو داري اونجايي برو که دلت مي خواد بري اوني باش که دلت مي خواد باشي چون تو فقط يه بار زندگي مي کني اونا فقط از چيزايي که سر راهشون مياد بهترين استفاده رو مي کنن روشنترين آينده ها هميشه بر پايه يه گذشته فراموش شده بنا ميشه تو نميتوني تو زندگي پيشرفت کني مگه اينکه اجازه بدي خطاها و رنجهاي روحي گذشتت از ذهنت بره وقتي به دنيا اومدي، گريه مي کردي و هر کسي که اطرافت بود مي خنديد يه جوري زندگي کن که آخرش تو کسي باشي که ميخندي و هر کسي که اطرافته گريه کنه
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 8:2  توسط امیر اکبری
|
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 7:34  توسط امیر اکبری
|
یه دختر 18 ساله:به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمی دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره می خواد درس بخونه دختر 22 ساله : او یک شاهزاده با یک قصر می خواد ادعا می کنه که خیلی واقع بینه ولی ؟؟؟؟؟مرد ایده آل او باید پول دار خوش قیافه مشهور همیشه در حسابش پول به اندازه کافی باشه وسخاوت مند او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند. دختر 32 ساله: کم کم داره بوی ترشی می یاد دیگه فقط یه مرد خوب می خواد لازم نیست ورزشکار و خوش تیپ و.. باشه یه کار خوب با حقوق مکفی خونه ماشین و حساب بانکی داشته باشه و غذاهایی که دختر درست می کنه رو تحمل کنه کافیه دختر 42 ساله :تنها یه مرد می خواد (بیچاره ترشید) یه مرد معمولی که ستاره سینما نباشه ورزشکار نباشه اگه یه شکم گنده هم داشت عیب نداره کچل هم بود عیبی نداره فقط یه شوهر باشه دختر 52 ساله: او فقط مي خواهد... هر چی بود باشه دختر باید خیلی شانس بیاره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به یاد داشته باشه دندون مصنوعی هاش رو یادش باشه کجا گذاشته دختر 72 ساله: تعجب نکنید بعضی دخترا تا این سن هم عمر می کنن ولی مطمئن نیستم مردمورد علاقش هنوز نفس بکشه
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 7:49  توسط امیر اکبری
|
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 7:5  توسط امیر اکبری
|
ميگن يه روز ليلي واسه مجنون پيغام فرستاد که انگار خيلي دوست داري منو ببيني ؟ اگه نيمه شب بياي بيرون شهر ، کنار فلان باغ ، منم مي يام تا ببينمت .
![]() مجنون که شيفته ديدار ليلي بود ، چندين ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست .
![]() ولي مدتي که گذشت خوابش برد ...
![]() نيمه شب ليلي اومد و وقتي اونو تو خواب عميق ديد ، از کيسه اي که به همراه داشت ، چند مشت گردو برداشت و ريخت تو جيبهاي مجنون و رفت .
![]() ![]() مجنون وقتي چشم باز کرد ، خورشيد طلوع کرده بود ، آهي کشيد و گفت :
اي دل غافل يار آمد و ما در خواب بوديم . افسرده و پريشون برگشت به شهر .
![]() ![]() در راه يکي از دوستانش اونو ديد و پرسيد : چرا اينقدر ناراحتي ؟!
و وقتي جريان را شنيد با خوشحالي گفت : اين که عاليه !
آخه نشونه اينه که ليلي به دو دليل تو رو خيلي دوست داره !
![]() دليل اول اين که : خواب بودي و بيدارت نکرده ! و به طورحتم به خودش گفته : اون عزيز دل من که تو خواب نازه ، پس چرا بيدارش کنم ؟
![]() و دليل دوم اينکه : وقتي بيدار مي شدي ، گرسنه بودي و ليلي طاقت اين رو نداشت ، پس برات گردو گذاشته تا بشکني و بخوري !
![]() مجنون سري تکان داد و گفت : نه !
![]() اون مي خواسته بگه :
تو عاشق نيستي ! اگه عاشق بودي که خوابت نميبرد !
تو رو چه به عاشقي؟ بهتره بري گردو بازي کني !
![]() حالا به نظرتون کدومشون درست گفتن ؟!
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 6:57  توسط امیر اکبری
|
مردم لبنان زير آماج گلوله هايي قرار دارند كه كودكان اسرائيلي بر روي آنها يادگاري مينويسند و
بعد سربازان اسرائيلي آنها را بر سر مردم بيگناه لبناني فرو ميريزند ...
Monday, July 17, 2006: Kiryat shmona
Israeli girls write messages on a shell at a heavy artillery position firing into civilians inside Lebanon (AP Photo/Sebastian Scheiner) Monday, July 17, 2006:
South Lebanon: A Lebanese Child Receiving the message from the Israeli girls كجايند مدعيان پر ادعاي دموكراسي و حقوق بشر؟؟؟ كجايند آنهايي كه سالهاست با جان و مال مردم لبنان و فلسطين معامله ميكنند ؟؟؟
تصاوير بقدر كافي ناراحت كننده هستند تصاويري كه هيچكدام از رسانههاي داخلي و خارجي حتي جرأت نشان دادن ذره اي از آن را ندارد و ... فقط ببينيد
به حرمت انسان بودن، به صداقت بشری و تمامی خوبی های دنیا فقط اندکی درنگ کنید.
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 21:57  توسط امیر اکبری
|
تعدادي مرد در رخت كن يك باشگاه گلف هستند ...
موبايل يكي از آنها زنگ مي زند ,
مردي گوشي را بر ميدارد و روي اسپيكر مي گذارد و شروع
به صحبت مي كند :
همه ساكت ميشوند و به گفتگوي او با طرف مقابل گوش
مي دهند !
مرد: بله بفرماييد ...
![]() زن: سلام عزيزم منم باشگاه هستي؟
![]() مرد:سلام بله باشگاه هستم.
![]() زن: من الان توي فروشگاهم يك كت چرمي خيلي شيك
ديدم فقط هزار دلاره ميشه بخرم؟
![]() مرد: آره اگه خيلي خوشت اومده بخر .
![]() زن:مي دوني از كنار نمايشگاه ماشين هم كه رد ميشدم
ديدم اون مرسدس بنزي كه خيلي دوست داشتم رو واسه
فروش آوردن خيلي دلم ميخواد يكي از اون ها رو داشته
باشم ...
![]() مرد:چنده؟
![]() زن:شصت هزار دلار!!!
مرد:باشه اما با اين قيمتي كه داره بايد مطمئن بشي كه
همه چيزش رو به راهه !!!
![]() زن: آخ مرسي يه چيز ديگه هم مونده اون خونه اي كه
پارسال ازش خوشم ميومد رو هم واسه فروش گذاشتن
950000 دلاره !!!
![]() مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه ميتوني بخرش !
![]() زن: باشه بعدا ميبينمت خيلي دوست دارم .
![]() ![]() ![]() ![]() مرد:خداحافظ عزیزم...
![]() مرد گوشي را قطع ميكند . مرد هاي ديگر با تعجب مات و
مبهوت به او خيره ميشوند!!!
![]() ![]() ![]() ![]() بعد مرد مي پرسد: ببخشید اين گوشي مال كيه؟!!! ![]() ![]()
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 8:26  توسط امیر اکبری
|
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 8:10  توسط امیر اکبری
|
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 7:56  توسط امیر اکبری
|
نويسنده: اوته ارهارت مترجم: فرحناز مير قمي زاده
اكثر زنان تمايل به داشتن و ابراز قدرت ندارند. آنها فقط ميخواهند كه انسانهاي ديگر عقيده ي خود را با زور برآنان تحميل نكنند، اين سياست زنان تأثير فوق العاده و بسيار جالب دارد كه از اين طريق تيزهوشانه و زيركانه ميخواهند به اهداف خود جامه عمل بپوشانند. آنان با اين شگرد نه تنها به ديگران، بلكه به خودشان هم دروغ ميگويند. آنها به خودي خود از داشتن قدرت وحشت دارند. زيرا ميترسند و فكر ميكنند كه اگر كسي صاحب قدرت باشد، در نهايت دوست داشتني نميشود و از چشم همه ميافتد. ترس از «قدرت» همان اعمال قدرتهاي ناچيز آنان كه در آنان شرطي شده است، بيانگر انواع كج فكريها است و نشان دهندهي اين است كه آنان به طرق مختلف به سقوط و انحطاط فكري افتاده اند. ادعاها و فرضيه هاي ثابت نشده اي وجود دارد كه از طرف زنان ارائه شده و زنان سكان ثبت و اجراي آن را به عهده دارند و پيش داوريهايي وجود دارد، كه روش به دست آوردن قدرت را به اشتباه رفته اند و سنگ بناي كاخ قدرت خود را خشت خشت از پاي بست به اشتباه بنا نهاده اند. در اين جا به طور كلي بدان اشاره ميشود: نقطه نظرات اشتباه زنان و راههاي افتادن در اين تله فكري عبارتند از: هر كس اعمال قدرت كند تنها و گوشه گير ميشود! هميشه طوري رفتار كن كه به تو گفته اند! هر كس قدرت دارد نفعش براي ديگري است! هر كس قدرت دارد ديگري آن را غارت ميكند! زنان نميتوانند مسؤوليتي را عهده دار شوند! زنان كاردينالها و عاليجنابان خاكستري هستند! اگر در روابط با ديگران بخواهي از بالا به پايين نيفتي كوچكترين اعمال قدرتي نكن! آدم هميشه بايد با اين مسأله بجنگد و نگذارد قدرتش رو شود، بايد هميشه مواظب باشد قدرتش را فقط براي خودش حفظ كند! دختران نجيب، سر براه و مطيع هرگز رقابت نميكنند! نام و عنوان و پست و مقام، آواز دهل است، دود است و صدا! ابرقدرتها و افراد قدرتمند، احساسات خود را به راحتي ميفروشند! من نبايد اجازه جسارت و شهامت را به خودم بدهم؟ نبايد ريسك كنم! قدرت مساوي است با تنفر! هر كس گردن افرازد، خويشتن را به گردن اندازد، و يا هر كس بلند شود عاقبت محكم به زمين گرم ميخورد! آيا قدرت انزوا مي آورد؟ آيا زنان قدرتمند به راستي منزوي هستند؟ موفقيت و قدرت در تنگاتنگ يكديگر هستند و هر كس به طريق خودش مايل است و ميخواهد موفق شود. هر قدر وسعت و دامنه آرزوي رسيدن به هدف بيشتر باشد، به همان نسبت دامنه آرزو و كشش به قدرت هم بيشتر ميشود. با ديدي حرفهاي ميتوان گفت: با پيشرفت قدرت، راه رسيدن به هدف هموارتر ميگردد. در شغل و حرفه هم همين طور است. به خصوص زنان خيلي وحشت دارند كه از طريق طي كردن اين راه باريك، مبادا به انزوا كشيده شوند. براي خيلي از زنان اين فقط راهي است كه تنها مردان بايد آن را طي كنند. مردان فقط رهگذران مبارز و مقاوم و آبديده اين باريكه راه هستند و چون بلد راه هستند، ميتوانند ديگر عابران را حمايت كنند. اين منطق زنانه، نتيجه اش اين ميشود كه راه را فقط براي مردان باز بگذارند. مابقي تماماً يك شخصيت كاذب و ساختگي و فرضي از يك زن قدرتمند است. آنها در مقابل احتياجات ضروري قدرت خويش ترمز ميكنند، در مقابل موقعيتهاي مهم و حساس عقب نشيني ميكنند. يك راه مطمئن را خونسردانه برمي گزينند كه راه پيشرفت، موفقيت نيست، ولي شيب تندي هم ندارد و نياز ندارند از سربالايي بالا روند. آنها با ترديد، دوستيها، همفكريها، هم قدميها، همكاريها و مددكاريها را در روابط اجتماعي انتخاب ميكنند. آنان درك نميكنند كه قدرت و پيروزي يك روي سكه و تنهايي و انزوا در تنگاتنگ پوچي، روي ديگر سكه است. با مثالهاي متعددي ميتوان تفاوت آشكار بين مردان قدرتمند و مردان تنها و منزوي را به اثبات رسانيد. و واقعاً چه قدر دشوار بتوان دريافت كه مردان هيچ گونه دليل و برهاني نيستند. زيرا مردان احساس ميكنند كه قدرتشان غالباً در جهت مبارزات پايهاي براي رسيدن به درجات بالا است و آنان اغلب از فعاليتهاي تفريحي و دوستي و فاميلي صرفنظر ميكنند. آنان علل واقعي انزوا و تنهايي خود را بر اين اساس پي ريزي ميكنند. مردان هم مانند زنان به شدت به ساختار خود وابسته هستند. زنان با چنين ساختار طبيعتيشان نبايد عهده دار قدرت شوند تا موفق و قدرتمند گردند. آنها خودشان هم گير كرده اند. زيرا شهامت و جرأت اين را ندارند، بعضي از مردان و بسياري از زنان در مقابل دختران بي پروا به شدت مي ايستند و تمامي مبارزات آنان را ضد ارزش ميشمارند و اين دختران بي پناه را در اوضاع نابسامان تنها ميگذارند و حتي از كوچكترين كمكي به آنان دريغ مي ورزند. به طوري كه ديگر هيچ امكاني براي اين دختران باقي نمي ماند. و به دختران مبارزي كه ميخواهند از حقوق خود دفاع كنند، فحش و دشنام ميدهند و آنان را حيوان وحشي خطاب ميكنند كه خلاف جهت آب حركت ميكنند و به آنان ميگويند كه بايستي به فكر خودشان باشند و غم خودشان را بخورند، چرا كه با اين خوي خشن هرگز مردي به سراغشان نخواهد آمد. نتيجه اش هم اين ميشود كه اين دختر از وجود خودش هم متنفر ميشود و ديگر نميتواند پلكان ترقي را طي كند و بالا رود و به هيچ عنوان نبايد به فكر ترقي و پيشرفت خودش باشد. با ارائه اين دليل و برهان، و استدلال پوچ و توجيهات مختلف معلوم نيست كه آيا قدرت باعث تنهايي ميشود؟ يا اين كه، تنهاييشان باعث مانورهاي قدرتي كم اهميتي به اندازه ي مرغان خانگي شده است. با اين وجود باز هم زنان ميترسند كه قدرت باعث انزوايي و تنهاييشان شود تحت هيچ شرايطي نميخواهند كه به طور اجباري تنها بمانند و جامعه آنان را دختران درمانده، فلك زده، بيچاره و در خانه مانده خطاب كنند و مشكل بتوان از شر اين خطرات رهايي يابند. هر چند لزومي ندارد كه زنان مبارز و با شهامت تنها بمانند و احساس تنهايي كنند. با اين وجود زنان فعال تحصيلكرده و روشنفكر هم بايد وقت بيشتري را براي دفاع و پشتيباني و مراقبت و حمايت و همكاري با اين دختران تنها و مبارز بگذارند.
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 7:53  توسط امیر اکبری
|
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 7:47  توسط امیر اکبری
|
ساپاته رو، نخست وزير چپ گراى اسپانيا، در جريان كنفرانس سوسياليست هاى جهان در جنوب اين كشور ضمن انتقاد شديد از سياست هاى اسرائيل با انداختن چفيه روى شانه هاى خود همبستگى اش را با ملت لبنان اعلام كرد. گرچه اين اقدام نخست وزير اسپانيا با انتقاد شديد مقامات رژيم صهيونيستى مواجه شد به نحوى كه آنها ساپاته رو را به ضديهودى بودن متهم كردند، مقامات اسپانيايى تاكيد داشتند كه انتقاد از سياست هاى اسرائيل به معنى ضد يهود بودن نيست.
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 17:10  توسط امیر اکبری
|
(عکس از نیویورک تایمز)
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 17:8  توسط امیر اکبری
|
اقتصادهندی!!!
دو تا گاوماده دارید اونها رو میپرستین وعبادت میکنید.
اقتصادپاکستانی!!!
هیچ گاوی ندارین...ادعا میکنید که گاوهای هندی مال شماست...از امریکا طلب کمک مالی میکنید از چین طلب کمک نظامی میکنید...از انگلیس هواپیما جنگی...از ایتالیا توپ و تانک...از آلمان تکنولوژی.با تمام این امکانات میرید گاوها رو میخرین وبعد ادعا میکنید که توسط جهان مورد استثمارید.
اقتصاد چینی!!!
دو تا گاو ماده دارین 300 نفر ادم دارین که گاوارو میدوشن بعد ادعا میکنیدکه سیستم استخدامی و شغلی کاملی دارین و تولیدات گاویتون در سطح بالایی قرار داره و هرکس هم که امار واقعی رو بیان کنه بازداشت میکنید.
اقتصاد ژاپنی!!!
دو تا گاو ماده دارین...اونها رو از نوطراحی ژنتیکی میکنید هیکل گاواتون یک دهم اندازه طبیعی میشه و 20 برابر معمول شیر تولید میکنن...بعد شونصد تا کارتون و عکس برگردون وادامس با شخصیت گاوهاتون توی تمام جهان پخش میکنیدو میفروشین.
اقتصاد انگلیسی!!!
دو تا گاو ماده دارین...که هردوتاشون دیوونه هستن!(جنون گاوی دارن)
اقتصاد امریکا!!!
دو تا گاو ماده دارین ...یکیش رو میفروشین و دومی رو تحت فشارمجبور میکنین به اندازه ی 4 تا گاو شیر تولید کنه...وقتی گاوتون افتادو مرد اظهار تعجب میکنین...تقصیرو گردن یه کشور گاودار می اندازید بعد طبیعتا اون کشور یه خطر بزرگ برای بشریت به حساب میاد...یه جنگ برای نجات جهان راه میاندازین گاو رو به چنگ میاورید.
اقتصاد سویسی!!!
دو تا گاو ماده دارین هیچ کدومشون مال خودتون نیست ...از کشورهای دیگه دارین پول میگیرین که دارین گاوهاشون رو نگه میدارین.
ایران!!!!!!!!!!!!
تا دلتون بخواد گاو دارید و نمیدونید باشون چیکار کنید!!!آخرشم هر کدوم از گاواتون رو یه کشوری دو در میکنه و شما هم فقط محکوم میکنید!
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 9:13  توسط امیر اکبری
|
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 9:2  توسط امیر اکبری
|
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 8:41  توسط امیر اکبری
|
و خداوند زن را آفريد
God created Woman out of the left side of man
خداوند زن را از پهلوي چپ مرد آفريد
not from his head to be above him
نه از سر او تا بر او مسلط گردد
not from his foot to be trampled by him
نه از پاي او تا لگد كوب اميال او گردد
but from his side to be equal with him
بلكه از پهلوي او تا برابر او باشد
and from under his arm to be supported by him
و از زير بازوي او تا در حمايت او باشد
and from nearest to his heart
و از نزديكترين نقطه به قلب او
to be loved by him.
تا مورد عشق او باشد
anonymous ترجمه و تنظيم دكتر الهي قمشه اي
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 8:29  توسط امیر اکبری
|
كاپلو: خريدهاي رئال تمام نشده است
اين سه نفر تست دوپينگ ندادند نکونام، رضايى و کريمى! دکتر شريف رئيس کميته مبارزه با دوپينگ فدراسيون فوتبال روز چهارشنبه اعلام کرده بود سه لژيونر تيمملى که در جامجهانى حضور داشتند از انجام تست دوپينگ خوددارى کردند.
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 8:10  توسط امیر اکبری
|
انتقام جوان شرور از بسيجي بسيجي كه به يك شرور به دليل مزاحمت براي نواميس مردم، تذكر لساني داده بود با ضربات چاقوي وي مضروب و روانه بيمارستان شد. سرهنگ سيف، مدير روابط عمومي منطقه بسيج تهران بزرگ در گفتوگو با خبرنگار «حوادث» ايسنا، در تشريح حادثه گفت: مقارن 26 تيرماه سال جاري، در حالي كه تعدادي از خانوادهها براي تفريح به ميدان شهرك فرهنگيان در محدوده آزادي مراجعه كرده بودند، با مزاحمت جوان شروري به هويت «حميد» مواجه شده و با ادامه مزاحمت جوان شرور براي نواميس مردم، بلافاصله موضوع توسط شهروندان به ماموران پايگاه بسيج اميرالمومنين (ع) اطلاع داده شد. وي افزود: بر اين اساس تعدادي از شهروندان با مراجعه به اين پايگاه، رسيدگي به موضوع را خواستار شدند. بدين ترتيب لحظاتي بعد، متهم دستگير و به پايگاه انتقال داده شد و پس از گوشزد تذاكرات اخلاقي از سوي سعيد ميرحسيني كه در آن روز مسؤول پايگاه اميرالمومنين (ع) بود، آزاد شد. سرهنگ سيف در ادامه شرح ماجرا به ايسنا گفت: به دنبال آزادي «حميد»، وي مقارن 27 تيرماه يعني يك روز بعد، با شناسايي محل كار «سعيد ميرحسيني» در يك آژانس خودرو واقع در شهرك آزادي، پس از مراجعه به محل مورد نظر، در يك لحظه با وي درگير شد. به گفته وي، در حاليكه به دنبال آغاز نزاع «سعيد»( بسيجي پايگاه اميرالمومنين حوزه 27 ناحيه مقاومت بسيج مقداد) قصد ترك محل را داشته است، متهم از پشت با چاقويي كه به همراه داشت، ضرباتي به وي وارد كرده و سپس از محل متواري شد. مدير روابط عمومي منطقه بسيج تهران بزرگ اضافه كرد: به اين ترتيب مجروح توسط شهروندان به بيمارستان شهيد فياض بخش انتقال يافت و پس از انجام يك عمل جراحي 6 ساعته از مرگ حتمي نجات پيدا كرد.
4 سال حبس کشيش آمريکايى به جرم سوءاستفاده جنسى يک کشيش کاتوليک به جرم تعرض به يک نوجوان در دهه 1980 به 4 سال حبس محکوم شد.
دو دخترقرباني هوسهاي شيطاني مديرعامل شدند مرد شيطان صفتي كه 2 كارمند خود را در محل كارش مورد آزار و اذيت قرار داده بود توسط پليس دستگير شد. به گزارش خبرنگار ما، 26 تيرماه سال جاري دختر 18 سالهيي به نام شيما به ماموران پليس آگاهي تهران مراجعه كرد و مدعي شد، مديرعامل شركت محل كارش او را مورد آزار و اذيت قرار داده است. با اعلام شكايت اين دختر جوان ماموران اداره پنجم آگاهي تهران تحقيقات گسترده خود را براي شناسايي مديرعامل شركت و بررسي ادعاي دختر جوان آغاز كردند. شيما در بازجوييها به پليس گفت: سه ماه پيش از طريق آگهي روزنامه متوجه شدم يك شركت خصوصي منشي استخدام ميكند، به آن شركت مراجعه كردم و آنها مرا پذيرفتند، در اين مدت مشغول كار خودم بودم و چندان به رفتار اطرافيانم توجه نداشتم. وي افزود: پس از مدتي متوجه شدم مديرعامل شركت كه سعيد نام دارد، نسبت به من سوءنظر دارد، با اين حال به او اهميت نميدادم، من كارگر روزمزد بودم و چون به حقوقي كه ميگرفتم احتياج داشتم حاضر نبودم شغلم را از دست بدهم، تا اينكه روز حادؤه سعيد گفت، شركت يك منشي نياز دارد كه كامپيوتر بلد باشد، او گفت، اگر من كامپيوتر ياد بگيرم مرا از آنجا اخراج نميكند، بعد از چند دقيقه به سراغم آمد و گفت: ميتواني در شركت بماني، من حاضرم به تو هم اضافه كار بدهم و هم اينكه كامپيوتر بياموزم. من هم خوشحال شدم و پذيرفتم. وقتي همه كارمندان رفتند، به من پيشنهاد داد كه با هم رابطه داشته باشيم اما من قبول نكردم، بعد تهديد كرد و گفت: در بسته است و هيچ كاري نميتواني بكني. خيلي سعي كردم در برابرش مقاومت كنم ولي موفق نشدم و او مرا مورد آزار و اذيت قرار داد. شيما به ماموران گفت: بعد كه خواستم به خانه بروم، تهديدم كرد كه اگر به كسي چيزي بگويم تلافي خواهد كرد و اما، اگر سكوت كنم هرچقدر پول بخواهم ميدهد. فرداي آن روز به شركت برگشتم و استعفا كردم. او به من پيشنهادكرد 300 هزارتومان بگيرم و سكوت كنم. ماموران با اطلاعاتي كه به دست آوردند، سعيد را در شر كت بازداشت كردند و به اداره آگاهي انتقال دادند و تحقيقات از وي آغاز شد، سعيد ابتدا مدعي شد، شيما دچار فساد اخلاقي و ادعايش بيمورد است، اما وقتي در برابر ادله پليس قرار گرفت لب به اعتراف گشود و گفت: مدتي قبل هم دختر ديگري را كه او هم كارمندم بود مورد آزار و اذيت قراردادم، اما به او مبلغي پول دادم و از شكايتش دست كشيد.
ماجراي مرموز ناپديدشدن مسافر هند در فرودگاه مهرآباد سرنوشت مرد جواني كه به قصد سفر به هندوستان خانه خود را ترك كرده و به طرز مرموزي ناپديد شده است، پس از گذشت يك ماه و نيم در هالهيي از ابهام قرار دارد. به گزارش خبرنگار ما، پنجشنبه هفته گذشته زني به پليس آگاهي تهران مراجعه كرد و گفت شوهرش يك ماه و نيم است كه به طرز مشكوكي ناپديد شده است. اين زن جوان توضيح داد: شوهرم در يك شركت خصوصي كار ميكرد و صاحب شركت، روابط بازرگاني با شركتهاي خارج از كشور داشت، به همين خاطر قرار شد شوهرم ايرج براي خريد مقداري جنس به هندوستان برود. او روز 26 خردادماه براي سفر به همراه برادرش به فرودگاه رفت و برادرشوهرم وقتي برگشت به من گفت ايرج سوار هواپيما شد اما تا به امروز هيچ خبري از شوهرم ندارم. با اعلام شكايت اين زن تحقيقات پليس آگاهي شد و ماموران براي به دست آوردن سرنخي از ايرج، برادر او را به عنوان آخرين فردي كه مرد مفقود شده را ديده تحت بازجويي قرار دادند، اين مرد گفت: آن روز من برادرم را به فرودگاه رساندم، هنوز دقايقي به پرواز مانده بود براي همين در سالن انتظار نشستيم، من وقتي از فرودگاه خارج شدم كه برادرم به سمت هواپيما رفت، بعد از آن ديگر خبري از او نداشتم. با توجه به پيچيده شدن پرونده، اكيپ ويژهيي از ماموران پايگاه ششم اداره آگاهي تهران مسوول رسيدگي به اين پرونده شدند، آنها براي اينكه مطمئن شوند، ايرج از ايران خارج و در هندوستان مفقود شده است از فرودگاه مهرآباد نام او را استعلام اما مسوولان فرودگاه مهرآباد اعلام كردند شخصي به نام ايرج از ايران به مقصد هندوستان سوار بر هيچ هواپيمايي نشده است. بنابراين پليس دريافت ايرج در ايران مفقود شده و وارد خاك هندوستان نشده است. به اين ترتيب دور تازهيي از تحقيقات از برادر ايرج و مديرعامل شركتي كه مرد جوان در آن كار ميكرد آغاز شد و برادر ايرج گفت: من تا زماني در كنار برادرم بودم كه در سالن انتظار بود، وقتي زمان پروازش رسيد، من فرودگاه را ترك كردم و اينكه سوار بر هواپيما شده باشد را نديدم. صاحب كار ايرج نيز به ماموران گفت: بليت هواپيما را شركت براي ايرج تهيه كرده و ما مقدمات سفر را آماده كرده بوديم و از تاريخ 26 خردادماه يعني روز پرواز ايرج من ديگر او را نديدم و با من هيچ تماسي نداشته است. بنابراين گزارش، هماكنون كارآگاهان پايگاه ششم آگاهي تحقيقات خود را براي روشن شدن سرنوشت ايرج ادامه ميدهند.
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 8:8  توسط امیر اکبری
|
جسیکا سیمپسون هنرپیشه و خواننده محبوب مردم در صورتی که بعد از مدتی عمل جراحی زیبایش با موفقیت انجام نشود دوباره خود را به دست جراحان خواهد سپرد تا پروتز بگذارد و اندامش را بزرگتر کند.
هنرپیشه موفق فیلم "شیرین ترین گناه" گفت در حال حاضر قصد ندارد سایز اندامش را تغییر دهد زیرا بعد از بارداری مجبور خواهد بود دوباره آن را عمل کند و تا آن موقع نمی خواهد به این مسائل فکر کند. او ادامه داد :" هنگامی که باردار شوم و بچه ها از سر و کولم بالا بروند به انجام عمل مجدد جراحی زیبایی فکر خواهم کرد . در حال حاضر از بدنم راضی هستم و آن را دوست دارم." جسیکا سیمپسون از آن دسته از هنرپیشه هایی است که هر دو سال یک بار فرم بدنش را عوض می کند. او هزینه زیادی را سالانه صرف داشتن چهره ای جذاب و بدن روی فرم میکند و بنابر این طرفداران بسیاری دارد. ![]()
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 8:5  توسط امیر اکبری
|
حكايت پسر بي ذوق پادشاه
يكي بود ، يكي نبود ؛ غير از خدا هيچ كس نبود آورده اند كه روزي روزگاري در آن ايام قديم ، پسر پادشاه ولايت غربت مريض شد و در بستر افتاد پادشاه گفت جارچيان در تمامي ولايات جار بزنند كه اگر حكيمي بتواند درد پسرش را علاج كند، به اندازه وزنش به او طلا و نقره مي دهيم.
همة طبيبان از اطراف و اكناف آمدند به ولايت غربت ، ولي هيچ كس نتوانست درد و مرض پسر پادشاه را بفهمد . ديگر همه از علاج پسر پادشاه نا اميد شده بودند كه يك روز درويشي آمد به قصر پادشاه و گفت كه من درد پسر پادشاه را علاج مي كنم. او را بردند بالاي سر بيمار . درويش دستش را به نبض پسر پادشاه گرفت و بنا كرد به نام بردن تمامي ولايات دنيا. وقتي رسيد به نام ولايت جابلقا، ديد كه نبض پسر پادشاه بنا كرد به تند زدن. شصتش خبر دار شد كه پسر پادشاه عاشق دختري در ولايت جابلقا شده. درويش گفت : « برويد يك كسي را بياوريد كه با تمامي كوچه پس كوچه هاي ولايت جابلقا آشنا باشد . » آوردند . درويش به او گفت : « وقتي من نبض پسر پادشاه را مي گيرم ، تو تك به تك و شمرده، نام تمام كوچه ها و خيابان هاي ولايت جابلقا را ببر. » درويش نبض را گفت و آن بندة خدا شروع كرد به نام بردن از كوچه ها و محله هاي ولايت جابلقا. وقتي رسيد به نام كوچة «چهل دختران » نبض پسر پادشاه بنا كرد به تند زدن . درويش گفت : « حالا يك نفر را بياوريد كه همة اهالي اين كوچه را از كوچك و بزرگ بشناسد . » آوردند . درويش به او گفت : «من وقتي نبض پسر پدشاه را مي گيرم تو نام تك تك اهالي را بگو . » طرف قبول كرد و نام صاحبان خانه ها را تك به تك گفت، وقتي رسيد به نام « ملك التجار » قلب پسر پادشاه بنا كرد به تند زدن . درويش گفت : همين جا توقف كن . حالا از اين به بعد شمرده و آرام، نام و مشخصات اهل خانه را بگو توضيح : نظر به اهميت موضوع در اين قسمت متن كامل سخنان مرد كه اهل خانه را معرفي مي كند و همچنين كيفيت ضربان قلب پسر پادشاه ، عينا جهت درج در تاريخ، ثبت مي شود مرد : خود ملك التجار كه هشت دهنه مغازه در بازار دارد ضربان قلب پسر پادشاه : تلپ …تلپ مرد : عاليه خانم همسر ملك التجار صبية حاج ميزابوالقاسم غربتي! منظور اهل ولايت غربت است ـ توضيح مترجم تلپ …تلپ - اشرف السلطنه والده ملك التجار ، نود و هشت ساله - زق … زوق - زيور خانم ، دختر بزرگ ملك التجار كه سال پيش عروسي كرده و حاليه دو بچه (دوقلو) دارد تلپ …تلپ - - اقدس خانم ، دختر دوم كه در فرانسه درس خوانده و ادو كلن بيوتيفول به خود مي زند تلپ …تلپ - اعظم خانم دختر سوم كه چشمان آهويي دارد و پسر عموي بنده به خواستگاري اش رفت و او را كتك زدند تلپ …تلپ - مريم خانم دختر چهارم ، در كوچه به او ماريا مي گويند و هزار تا (با احتساب خود بندة حقير ، هزار و يك) خاطر خواه دارد تلپ …تلپ - آتوساخانم، دختر پنجم كه ماشين اپل كورسا دارد وبا دوستانش هات شكلات و پيتزا دربه در مي خورد تلپ …تلپ - ناتاشا خانم ، دختر ششم كه كاكلش را بيرون مي گذارد و لاك سياه مي زند و كتيرا و « لئوناردو دي كاپريو » و غيره تلپ …تلپ - مارگريتا خانم دختر هفتم كه هجده سال دارد و در هفت اقليم عالم كسي به زيبايي او نيست تلپ …تلپ - - ديگر كسي باقي نماند …… آهان راستي يادم آمد اينها توي خانه شان يك سگ پا كوتاه پشمالوي انگليسي شناسنامه دار هم دارند كه تالاپ …تولوپ - درويش: كه چي؟ مرد: كه هر روز يكي شان بغلش مي كند و دور ولايت مي گرداند و پزش را مي دهد !!! شاتالاپ …شوتولوپ - باري به درخواست درويش و فرمان پادشاه ، يك هيات ويژه از ولايت غربت رفتند به ولايت جابلقا و سگ را خريدند و آوردند. پسر پادشاه هم كه سگ را ديد، حالش خوب شد ما از اين داستان نتيجه مي گيريم كه بعضي از پسران پادشاهان خيلي بي ذوقند!!! قصة ما به سر رسيد، كلاغه به خونه ش نرسيد
+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 19:28  توسط امیر اکبری
|
+ نوشته شده در جمعه ششم مرداد 1385ساعت 11:13  توسط امیر اکبری
|
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 22:10  توسط امیر اکبری
|
|
|